دلنوشته

همه ما کاربرد چراغهای عقب و جلو در اتومبیل یا موتورسیکلت را به خوبی میدانیم و در زمان مناسب از آن استفاده میکنیم. ولی آیا تاکنون فکر کردهاید چراغهای چشمکزن روی بدنه هواپیما چه کاربردی دارند؟ چرا این چراغها روی دو سر بال یا دیگر نقاط هواپیما نصب میشود؟
این سوال از مدتها قبل در ذهن من شکل گرفته بود که چرا هواپیما هنگام پرواز چراغهای چشمکزن خود را روشن میکند و نکته مهمتر اینکه، چرا نور این لامپها که در دو سر بال نصب میشوند در بیشتر موارد سبز یا قرمز است. به نظر شما این چراغها چه کاربردی میتوانند داشته باشند و چه دلیلی دارد که این پرنده آهنی آنها به آنها مجهز شود؟

لامپها معمولا در انواع زیر روی بدنه هواپیما نصب میشوند:
چراغهای مسیریابی/موقعیت
همان طور که از نام آن مشخص است، این لامپها به دیگر هواپیماها کمک میکنند تا بهتر مسیریابی کنند و با دریافت سیگنالها بتوانند موقعیت خود را شناسایی کنند. این لامپها به رنگ سبز و قرمز در دو سر بالها نصب میشوند و البته شناورهای دریایی هم چراغهای مشابه را در دو سر خود شامل میشوند.
چراغ قرمز با شدت نور بالا در اولین نقطه بال سمت چپ نصب میشود و چراغ سبز پرنور هم در ابتدای بال سمت راست قرار میگیرد.
این چراغها به خلبان کمک میکند تا موقعیت هواپیمای دیگر را به درستی شناسایی کند و از این طریق بتواند مسیر مناسب را برای خود انتخاب کند. در شرایطی که دو هواپیما از نزدیکی یکدیگر عبور میکنند، این چراغها به خلبان کمک میکند تا بتواند بهترین موقعیت و مسیر را برای عبور از کنار یکدیگر شناسایی کند.

تصویر بالا کاربرد و نحوه استفاده از این چراغها را به درستی بیان میکند.
در شرایط Case A1 یک چرخبال در حال حرکت به سمت جلو است و یک هواپیما در سمت چپ آن قرار دارد. خلبان چرخبال از زاویه دید خود چراغ سبز را مشاهده میکند و این مسئله به آن معنی است که هواپیما در حال حرکت به سمت چرخبال است. این مسئله نشان میدهد که اگر هواپیما به همین شکل جلو بیاید، احتمال برخورد و تصادف وجود دارد و خلبان میبایست احتیاط کند و مسیر خود را تغییر دهد.
در شرایط Case A2 یک چرخبال در حال حرکت به سمت جلو استو یک هواپیما در سمت راست آن قرار گرفته است. خلبان چرخبال مجدد چراغ سبز را مشاهده میکند که این مسئله نشان میدهد هواپیما از مسیر عبور کرده و از مقابل چرخبال گذشته است. در این شرایط هیچ خطری چرخبال را تهدید نمیکند و نیازی به تغییر مسیر نیست.

به صورت مشابه اگر موقعیت B1 و B2 را در نظر بگیریم، خلبان هواپیما چراغ قرمز چرخبال را مقابل خود میبیند. چراغهای مسیریابی و موقعیتشناسی نسخیتن بار در شناورهای دریایی مورد استفاده قرار گرفتند و پس از آن هواپیما هم به این چراغها مجهز شدند.
چراغ قرمز مخصوص روشن کردن فضای پیرامون
این چراغ فلش بسیار پرنور با نام «چراغ استروب» هم شناخته میشود که در ابتدای بخش خمیده بال نصب شده است. این چراغها چشمکزن هستند و نور آن به قدری زیاد است که از فاصله چندین کیلومتری هم میتوانید با چشم غیرمسلح آن را مشاهده کنید. این چراغها به خلبان امکان میدهند تا موقعیت هواپیماها و خلبانهای دیگر را شناسایی کنند. در هر هواپیما یک چراغ ویژه وجود دارد که نور آن از همه بیشتر است. شما محل قرار گرفتن این چراغ را به راحتی میتوانید تشخیص دهید. زیرا وقتی که در حیاط منزل خود ایستادهاید و هواپیما در فاصله چندین کیلومتری در حال پرواز است به راحتی آن را مشاهده میکنید.

این چراغها به قدری پرنور هستند که حتی میتوانند برای شخصی که از نزدیکی آنها عبور میکند کوری موقت ایجاد کنند.
زمانی که هواپیما فرود میآید و روی زمین حرکت میکند این چراغ خاموش میشود. چراغ استروب به عنوان بخشی از سیستم نوری ضدتصادف مورد استفاده قرار میگیرد.
چراغ قرمز چرخشی
چراغ قرمز چرخشی معمولا در قسمت بالا یا زیر بدنه هواپیما نصب میشود. زمانی که این چراغ چشمکزن روشن میشود به معنی هشدار است و به عبارت دیگر نشان میدهد که موتور هواپیما روشن است و فضای پیرامون آن ایمن نیست.

دو موتور جت بزرگ که روی بالها نصب شدهاند به اندازهای قدرت دارند که میتوانند انسان را از فاصله چندین متری داخل خود بکشند. دمای داخلی این موتورها بسیار بالا و سرعت چرخش پرههای آن بسیار زیاد است. چراغ چرخشی قرمزی همچنین بخشی از سیستم نوری ضدتصادف برای هواپیما محسوب میشود.
چراغهای مخصوص فرود و حرکت روی باند
این چراغ در نوک دماغه نصب میشود و زمانی که هواپیما روی باند در حال حرکت است روشن میشوند. همچنین وقتی که هواپیما هنگام شب در حال بلند شدن یا فرود آمدن باشد هم از این چراغ استفاده میشود و با این وجود در پروازهای روز هم خلبانها از این چراغ استفاده میکنند. به صورت مشابه، چراغ مخصوص فرود آمدن روی باند که زیر بال و در نزدیکی بدنه نصب شده است که هدف مشابهی را دنبال میکند. البته چراغها هنگام فرود و چرخش گستره وسیعتر هواپیما را نمایان میکنند.

افرادی که روی باند مشغول کار هستند باید بسیار دقت کنند. زیرا این چراغها بسیار پرنور هستند ومیتوانند آسیبهای جدی برجا بگذارند. حتی در برخی موارد این چراغها میتوانند کوری موقت یا تصادفهای روی باند را هم باعث شوند.
چراغ لوگو
لوگو در اصل به آرم شرکت هوایی گفته میشود که روی دم هواپیما حک شده است. این یک چراغ ساده است که در قسمت فوقانی دم قرار میگیرد و تنها کاربردش این است که آرم کمپیانی هوایی از فاصله دور نمایان شود.

![]()
باند فرودگاه قسمتی از فرودگاه میباشد که در آن امکان برخاستن و نشستن هواپیما وجود دارد. این باند ممکن است توسط انسان ساخته شده باشد (که اغلب از آسفالت، بتن یا ترکیبی از هر دو ساخته میشود) یا دارای یک سطح طبیعی (مانند چمن، خاک یا شن) باشد. طول باند پرواز ممکن است بسیار متفاوت باشد اما باند پروازی با طول ۱۸۲۹ متر میتواند برای هواپیماهای زیر ۲۰۰٬۰۰۰ پوند مناسب باشد. برای هواپیماهای با وزن بیشتر به باندی با طول حداقل ۲۴۳۸ متر (در سطح دریا) نیاز است. در صورتیکه فرودگاه در ارتفاعی بالاتر از سطح دریا واقع باشد این مقدار افزایش مییابد. مثلاً فرودگاهی که در ارتفاع ۱۰۰۰۰ پا از سطح دریا واقع شده باشد برای برخاستن هواپیماهای غول پیکر به ۳۰۴۸ متر باند نیاز دارد.
در استانداردهای بینالمللی هوانوردی، نوع باند از لحاظ جنس کفپوش را با سه حرف لاتین که مخفف نوع کفپوش است معرفی میکنند.
اگر خواستی کسی را خوب بشناسی فقط یکبار برخلاف میلش عمل کن آنوقت اوراخواهی شناخت....

همایند کانیشناسی (پارانژ) آن - زرنیخ- سینابر- استیین است کاربرد آن: کانسار آرسنیک - کاربرد داروئی در قرون وسطی - کاربرد در شیشه گری، از نظر ژیزمان بلوری- تجمع تودهای با دانههای ریز- تودههای پودری - پوستهای تقریباْ کمیاب است و بیشتر در روسیه (بلورهای تا ۱۵ سانتیمتر)، یوگسلاوی، رومانی، سوئیس و آمریکا یافت میشود.

مهندسی سیستمهای رهایش دارو، مرز مشترکی با بسیاری از علوم از جمله: مهندسی بیومتریال، بیولوژی، بافت شناسی، داروسازی، آنالیز ریاضی، مهندسی پلیمر و… دارد. این زمینه یکی از جوانترین موضوعات مطرح در علوم روز دنیا است که پیشرفتهای چشمگیری را به همراه داشته و امروزه سهم عمده از تحقیقات مهندسان (به خصوص مهندسان بیومتریال) را به خود اختصاص داده است.
با پیشرفت علم، مهندسان و محققان حوزه سلامت به نتایج بسیار خوبی در مورد مصرف داروها رسیده اند. در حالت عادی پس از استفاده دارو، دوز زیادی از مواد دارویی وارد بدن شده که پس از گذشت چند ساعت میزان آن کاهش می یابد و فرد مجبور می شود مجددا مقدار زیادی دارو را یکباره مصرف کند تا ظرف چندساعت آینده مقدار آن کاهش یابد و این چرخه ادامه دارد. با پیشرفت تکنولوژی روش های جدیدی برای حل این مشکل ابداع شده است. در این روش بیمار پس از مصرف دارو، دوز بالایی از دارو را دریافت نمی کند. در واقع پس از مصرف دارو، سیستم رهایش دارو شروع به تراوش دوز تعریف شده ای می کند و این مقدار در طول مدت، ثابت باقی می ماند.
تمرکز فناوری دارورسانی بر روی رساندن داروها به محل صحیح در بدن در زمان مناسب و با اثرات درمانی مناسب است این فناوری فواید بسیاری دارد ازجمله:
کاهش مقدار مصرف دارو
کاهش عوارض جانبی دارو ها به این دلیل که دارو فقط به موضع خاص مورد نظر رفته و بر سایر اعضا اثر نمی گذارد
افزایش اثر گذاری دارو به دلیل تجمع دارو در محل ضایعه
کاهش طول درمان و درمان ایمن تر و مطمئن تر
رضایت بیشتر بیمار در پذیرش درمان
کاهش هزینه ها
اولین سیستم های دارو رسانی، سیستم های آهسته رهایش بودند که امکان ایجاد یک غلظت پلاسمایی ثابت و یکنواخت از دارو را برای مدت زمان معینی در خون فراهم می کردند.
آسفالت، بطور کلی مخلوطی است از مصالح سنگی با دانه بندی پیوسته و یک ماده چسباننده که معمولا قیر است. آسفالت با توجه به کاربرد آن به صورتهای گوناکون ساخته میشود. آشناترین نوع آسفالت همان آسفالت گرم یا بتن آسفالتی گرم است. مصالح سنگی معمولا بیش از ۹۰ درصد مخلوط آسفالت را تشکیل میدهند از اینرو مصالح سنگی تاثیر بسزایی در کیفیت آسفالت حاصله دارد.
آسفالت سرد:
آسفالت سرد (Cold Mix) به مخلوطی از مصالح سنگی و قیر مخلوط و یا امولسیون قیر گفته میشود که مواد اولیه آن در دمای محیط مخلوط شوند. در برخی انواع آسفالت سرد، ممکن است قیر بر حسب ضرورت گرم شود، اما سایر مصالح بدون گرم شدن با قیر مخلوط میشوند.
مخلوط آسفالت گرم:
آسفالت گرم مخلوطی از مصالح سنگی و قیر خالص است که بر حسب نوع دانهبندی و قیر مصرفی، در دمایی بین حداقل ۱۰۵ الی حداکثر ۱۶۳ درجه سانتیگراد در کارخانه آسفالت تهیه و در محدوده همین حرارت روی سطوح آماده شده راه مانند بستر روسازی تقویت شده، زیراساس، اساس، پوششهای گوناگون آسفالتی سرد و گرم و رویههای بتنی پخش و کوبیده میشود.
در گروه مخلوطهای آسفالت گرم، بتن آسفالتی ممتازترین، مقاومترین و بادوامترین نوع آن است که از اختلاط مصالح سنگی مرغوب و شکسته با دانهبندی منظم و پیوسته و قیر خالص، ضمن اعمال کنترل و نظارت دقیق در کلیه مراحل تولید به دست میآید. بتن آسفالتی در کلیه قشرهای مختلف روسازی راه و در هرگونه شرایط جوی و ترافیکی، بدون هیچ محدودیتی قابل مصرف است در حالی که در شرایط مشابه، کاربرد سایر انواع آسفالتهای گرم با دانهبندیهای گسسته، باز و یا منظم محدودیتهای زیادی دارد. انواع مخلوطهای آسفالت گرم و بتن آسفالتی مصرفی در قشرهای روسازی راه به شرح زیر است.
قشر رویه (توپکا)
آسفالت رویه آخرین قشر آسفالتی است که در تماس مستقیم با بارهای وارده از ترافیک و عوامل جوی محیط قرار میگیرد، و لذا باید طوری طرح و اجرا شود که در مقابل اثرات سوء آب، یخبندان، و تغییرات دما از پایایی و مقاومت لازم برخوردار باشد. قشر رویه معمولاً نسبت به قشرهای آستر (بیندر) و اساس قیری دارای دانهبندی ریزتر و در نتیجه قیر بیشتر میباشد. حداکثر اندازه سنگدانهها در این قشر از ۵/۹ تا ۱۹ میلیمتر متغیر است که با توجه به بافت سطحی مورد نیاز انتخاب میشود. برای ازدیاد مقاومت در مقابل لغزندگی و جلوگیری از ایستابیهای سطحی، از یک نوع آسفالت رویه با دانهبندی باز استفاده میشود که حداقل ضخامت آن حدود ۲۰ میلیمتر است که جزو سیستم روسازی راه منظور نمیشود و نمیتوان از آن به عنوان قشر جایگزین رویه اصلی استفاده کرد.
قشر آستر
قشر آستر بین رویه و قشرهای آسفالتی زیر آن و یا بین رویه و قشر اساس قرار میگیرد. اندازه سنگدانهها برای آستر معمولاً بین ۱۹ تا ۵/۳۷ میلیمتر متغیر است. گاهی اوقات در شرایط ترافیک خیلی سنگین، از جمله در بنادر و اسکلهها مشروط بر آنکه بافت سطحی آن مشکلی ایجاد نکند، از دانهبندیهای تیپ قشر آستر که در مقابل تغییر شکل ناشی از بارهای خیلی سنگین حساسیت کمتری دارد، برای قشر رویه استفاده میشود.
اساس قیری
اساس قیری میتواند به عنوان اولین قشر روسازی آسفالتی مستقیماً روی بستر روسازی آماده شده راه و یا روی قشر اساس شکسته قرار گیرد. حداکثر اندازه سنگدانهها برای این قشر معمولاً تا ۵۰ میلیمتر و در مواردی نیز تا ۷۵ میلیمتر قابل اجرا است. از اساس قیری با دانهبندی باز به عنوان یک لایه زهکش به منظور تسریع در تخلیه آبهای نفوذی به سیستم روسازی، که نوع مشابه آن در نقش لایه جاذب تنش و به منظور جلوگیری از بازگشت ترکها در بهسازیها، با حداکثر اندازه سنگدانههای ۵/۳۷ تا ۷۵ میلیمتر، متشکل از مصالح ۱۰۰ درصد شکسته است، استفاده میکنند.
آسفالت ماکادام نفوذی
آسفالت ماکادام نفوذی از مصالح سنگی شکسته درشتدانه تشکیل شده که در هم قفل گردیده و فضای خالی بین آنها با قیر تحت فشار و مصالح سنگی متوسط پر شده است.
آسفالت ماکادام نفوذی معمولاً در مناطقی بکار برده میشود که مصالح سنگی رودخانهای با دانهبندی پیوسته یافت نشود. آسفالت ماکادام نفوذی را میتوان به عنوان قشر اساس و یا قشر رویه بکار برد.
هدف از روسازی : ایجاد یک سطح صاف و هموار که قابلیت تحمل وزن چرخ های وسایل نقلیه را داشته باشد و در طول عمر روسازی در تمام شرایط آب و هوایی پایداری خود را حفط کند . روسازی راه مجموعه ای از یک سری لایه های طراحی شده با مصالح ها بر روی لایه های تحکیم شده زمین طبیعی می باشد . زمین طبیعی در حالت عادی مقاومت و تراکم کافی را ندارد ، در نتیجه لایه های خاکریز با ضخامت های محدود تعریف شده ، پخش و کوبیده می شوند تا به ارتفاع از پیش تعیینشده بستر روساری برسند .
تا این قسمت زیر سازی راه گفته می شود و به مجموعه لایه های بعدی روسازی راه گویند .
اولین لایه روسازی زیر اساس (Sub base) نامیده می شود . زیر اساس در تمام پروژه ها طراحی و احداث آن اجباری نیست ، در دوحالت از زیر اساس استفاده می کنیم :
1- جاده اصلی باشد
2- زیر سازی راه ضعیف باشد
مصالح زیر اساس ، شن و ماسه ای نسبتا مرغوب هستند و با توجه به محدودیت ضخامت هر لایه ممکن است که در چند لایه این کار انجام شود .
بعد از لایه زیر اساس ، لایه اساس (Base) را خواهیم داشت . اجرای لایه اساس در تمامی پروژه ها الزامی است.
متاسفانه در ایران در بسیاری از پروژه های راهسازی ،زیر اساس که وجودش اجباری نیست ریخته می شود اما اساس که وجودش الزامیست به دلیل پرهزینه بودن حذف می شود.
مصالح اساس باز هم شن و ماسه اما با کیفیت بالاست (کاملا مرغوب) . در اینجا هم با توجه به محدودیت ضخامت هر لایه می تواند لایه اساس در چند لایه اجرا شود .
در مورد لایه اساس با توجه به نزدیک بودن به سطح جاده می توانیم این لایه را با مواد خارجی تثبیت کنیم .
مواد خارجی مثل : سیمان و یا قیر : (اساس تثبیت شده با سیمان یا اساس تثبیت شده با قیر )
اساس های تثبیت شده مقاومت و دوام بیشتری خواهند داشت . اگر هم تثبیت نکنیم و شن و ماسه خالی باشد به آن اساس دانه ای گوییم . در یک روسازی می توانیم هم لایه اساس دانه ای و هم تثبیت شده داشته باشیم.
نهایتا در آخرین لایه ها ، لایه های رویه را خواهیم داشت .
لایه های رویه تابعی از میزان تردد در مسیر هستند و هرچه تردد بیشتر باشد رویه قوی تر و بادوام تر باید طراحی شود . به طور مثال در راه های فرعی درجه 3 (روستایی) میزان تردد بسیار کم و ناچیز می باشد ، در نتیجه می توانیم از رویه شنی استفاده کنیم . در راه های درجه 2 یا منطقه ای با تردد بیشتر می توانیم از آسفالت سرد استفاده کنیم و در صورتی که مسیر پر تردد یا جاده اصلی داشته باشیم می توانیم از رویه های بتنی و یا آسفالت گرم استفاده کنیم.در کشور هایی مانند ایران که تولید قیر زیاد و قیمت کمی هم دارد از آسفالت گرم استفاده می کنیم و شاید قریب به اتفاق تمام پروژه های سطح کشور آسفالتی باشد و بر عکس در کشور هایی که سیمان زیاد تولید می شود و ارزانتر خدمت مصرف کننده است رویه های بتنی توجیه پذیرند . رویه های بتنی مانند دال مسلح عمل می کنند ، در سطح کشور و در سطح شهر مکان هایی نیز می باشد که بتنی ساخته شده اند ( قسمتی از فرودگاه ، قسمتی از ترمینال ، زیر گذر حرم مطهر مشهد قبلا رویه یتنی داشته است و...)
رویه های بتنی از لحاظ اجرا بسیار مشکل تر از رویه های آسفالتی می باشد . تعمیر مشکل تری هم نسبت به آسفالت دارد . ولی از لحاظ استقامت در مقایسه با آسفالت گرم ممکن است استقامت بیشتری داشته باشد .
آسفالت گرم انواع مختلفی دارد . بهترین نوع آن بتن آسفالتی است ، هر آسفالت گرمی بتن آسفالتی نیست که بحث عمده ما نیز برای بتن آسفالتی خواهد بود .
رویه : ( رویه بتنی ، آسفالت گرم ، آسفالت سرد، رویه شنی )
عواملی که در طراحی روسازی تاثیر دارند :
1- خاک بستر روسازی : که بایستی از لحاظ جنس و با نفوذ پذیری مورد بررسی قرار بگیرد.
2- مصالح روسازی : که بایستی از لحاظ مقاومت و دوام بررسی کنیم .
3- میزان تردد که بایستی بر اساس تعداد محورهای پیش بینی شده در طول عمر روسازی ، طراحی شود .
4- عوامل جوی : روسازی بایستی در سرما و گرما و تکرار بارندگی ها و یخبندان ها پایداری خود را حفظ کند .
روسازی هایی که رویه بتنی دارند ، اصطلاحا روسازی های سخت و روسازی هایی که رویه آسفالتی دارند ، اصطلاحا روسازی های انعطاف پذیر نامیده می شوند .
در روسازی های انعطاف پذیر چون فشار ناشی ار چرخ های وسایل نقلیه در سطح کمتری به بستر روسازی فشار وارد می کنند ، در نتیجه شناخت رفتار خاک در بستر روسازی برای این نوع روسازی ها بسیار مهم است .
برای شناخت خاک ، نمونه برداری و گمانه زنی انجام می دهیم .
برداشت ها از محور راه و از کناره های راه پیشنهادی صورت می گیرد .
فاصله نمونه ها بستگی به تنوع خاک دارد ، هرچه تنوع خاک بیشتر باشد ، فاصله نمونه ها کمتر انتخاب می شوند . این فاصله بین 15 تا 150 متر است .
هدف از انجام نمونه برداری :
1- تعیین جنس و مشخصات خاک بستر
2- تعیین محل و جنس خاک مناسب برای بکارگیری در خاکریزهاست.
3- تعیین محل و جنس مصالح مناسب جهت تثبیت خاک هاست.
4- تعیین محل و جنس مصالح مناسب جهت به کارگیری در لایه های روسازی است.
5- مشخص کردن سطح آب های زیر زمینی می باشد . در پروژه های راه سازی عمق آب های زیر زمینی راباید مشخص کنیم ، چراکه اگر سه عامل زیر همزمان با هم اتفاق بیفتد باعث ازبین رفتن روسازی می شود :
1- سطح آب های زیر زمینی در عمق کمتر از 3 متر باشد .
2- خاک بستر لایه دار باشد
3- درجه حرارت به زیر صفر برسد.
پتری دیشهای شیشهای را میتوان با استریل کردن دوباره مورد استفاده قرار داد.

رنگ گیمسا را می توان برای رنگ آمیزی از لام خون و مغز استخوان ، بخش پارافین و نمونه های بالینی-سیتولوژی استفاده نمود .
رنگ آمیزی گیمسا یکی از روش های استاندارد در بافت شناسی است.این رنگ حاوی ۲ رنگینه متیلن آبی با خاصیت بازی که باعث بنفش شدن هسته سلول میشود و ائوزین با خاصیت اسیدی سیتوپلاسم را به رنگ قرمز می آورد .
رنگ گیمسا جهت استفاده برای تشخیص هلیکوباکتر پیلوری در بیوپسی بافت معده استفاده میشود .
نمونه هسته سلول رنگ آمیزی در رنگ های آبی نشان می دهد، در حالی که سازه های دیگر در انواع مختلف قرمز ظاهر می شود.

سعی کنیم با دید وبازدید از زندگان ونزدیکانمان ویا باپیامکی آنها را یاد و خوشحال کنیم حتی اگر ازما دلخور باشند .
مطمئن باشید شاد میشوند مگر اینکه خصلت آدمیزاد را نداشته باشند. با اینکار هم خودمان وهم دیگران واز همه مهم تر خداوند را شاد کرده ایم .

فلوراید عنصری مفید برای ساختار دندانی است وهمان طور که میدانید در برخی مناطق که کمبود آن در آب آشامیدنی وجود دارد افزودن آن به آب باعث تقویت دندانها در مقابل پوسیدگی میگرددولی در برخی مناطق فلوراید موجود در آب بیش از اندازهاست وبه همین خاطر دندانها دچار فلوئوروزیس میگردند.فلوراید اضافی موجود درآب آشامیدنی هنگام تشکیل مینای دندان در کودکان بر روی سلولهای مینا ساز تأثیر گذارده و مرحله معدنی شدن مینا را دچار اختلال میکند به گونهای که بافت زیر سطحی مینا دچار تخلخل میشود.فلوراید اضافه شده به آب وخمیر دندانها برای کاهش ضریب پوسیدگی نیز ممکن است باعث فلوئوروزیس شوند.فرم خفیف این اختلال به صورت دندانهای زردرنگ یا لکههای سفید میباشد ولی در فرم متوسط وشدید لکههای زرد تا قهوهای بر روی مینای دندان همراه با کدر شدن کلی مینا وایجاد منظرهای شبیه لباسهای کماندوئی بر روی دندان به نظر میرسد.درچه فلوئوروزیس از بسیار خفیف تا بسیار شدید متفاوت است و در بسیاری از موارد مشکل زیبائی بزرگی برای بیمار پدید میآورد تا حدی که بسیاری از این افراد از خندیدن وصحبت کردن در جمع خودداری میکنند و از این رو روابط اجتماعی آنها ممکن است دچار مشکل گردد.


کراتوزیس پیلاریس
کراتوزیس پیلاریس یک اختلال پوستی شایع که در آن منفد فولیکولهای مو با توپیهای سخت پر میشود.
علت این عارضه ناشناخته است ولی ممکن است اختلال ارثی باشد. این اختلال به طور شایع همراه درماتیت آلرژیک بروز میکند.
ضایعاتی مشابه و گاهی کاملا همانند با کراتوزیس پیلاریس در افراد دچار کمبود ویتامین آ بروز میکند.
کراتوزپیلاریس بیشتر در افرادی دیده میشود که پوست خشک دارند.
هر چند ممکن است کراتوزیس پیلاریس نواحی مختلفی را درگیر کند، اما در نواحی خارجی بازوها و ران ها یا باسن بیشتر دیده میشود. در کودکان نواحی صورت را بیشتر درگیر میکند.
این اختلال پوستی به صورت دانههای ریزی تظاهر مییابد. گاهی اطراف این دانهها، قرمزی مختصری وجود دارد. ممکن است با خارش نیز همراه باشد.
این مشکل پوستی در آب و هوای خشک و زمستان تشدید میگردد و در نواحی مرطوب کمتر میشود.
این حالت خطرناک نیست، اما برای کاهش خارش و نمای ظاهری آن ممکن است نیاز به درمان داشته باشد.
از آب داغ برای شستن پوست اجتناب کنید، چون آب داغ چربی های طبیعی پوست را سریع تر از بین می برد
سرنوشت یعنی وقتیکه فکر می کنی همه چیز روبراه است وبه آرزویت رسیده ای بطور ناباورانه وناخواسته ای به یکباره همه ی عوامل دست به دست هم می دهندتاهمه چیز بهم بریزد وبه آرزویت نرسی ویک عمر حسرت بخوری شلید این خود امتحانی الهی باشد.
سرنوشت یعنی اینکه به یکباره همه عوامل دست به دست هم میدهند تا تصمیمی را بگیری یا به چیزی که حتی فکرش را هم نمی کردی برسی بطوریکه با گذشت زمان این سوال به ذهنتان خطور می کند که چی شد که این تصمیم را گرفتم . واما واگرهای دیگر ،وقتی چیزی سهم تو نیست در دستت هم باشد آن را بیخودی از دست می دهی اما وقتی چیزی قسمتت باشد آن راطلب نکرده به آن میرسی . پس چند روزی که در این دنیا هستی غصه چیزی که از آن محروم شده ای را نخور کسی نمیداند شایدحکمتی در آن بوده که خدا نخواسته آن برایت اتفاق بیفتد وروزی در زمانی مناسب تر به آن برسی، گرچه خیلی چیزها تغییرکرده اند اما باز هم از اینکه به آرزویت رسیده ای خوشحالی .
پس دل به حکمتش بسپار. (اگر چتر سرنوشت خدا باشد بگذار باران سرنوشت هرطور که میخواهد ببارد.)
به قول حافظ : وقتی تقدیر چنین است چه تدبیر کنم .


در برگههای آزمایش مختلف ممکن است به صورتهای مختلف HGB،Hg، یا Hgb نوشته شود. همه این ها مخفف کلمه هموگلوبین، یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده گلبول های قرمز است که با اکسیژن ترکیب می شود و آن را در خون حمل می کند.
این ماده که در آن آهن به کار رفته، جایگاههای مختلفی برای ترکیب با اکسیژن دارد. هموگلوبین در جایی که اکسیژن زیاد وجود دارد با آن ترکیب میشود و در محیط کم اکسیژن، آن را آزاد میکند.
اندازهگیری مقدارکلی هموگلوبین، به نوعی نشانهنده تعداد گلبولهای قرمز است.
مقادیر اصلی مقدار طبیعی : برای آقایان 14 تا 18 گرم در دسیلیتر و برای خانمها مقادیر 12 تا 16 گرم در دسیلیتر.
محدوده خطر: هموگلوبین زیر 5 و بالای 20 مقادیر خطرزا به حساب میآیند و حتما نیازمند رسیدگی فوری هستند.
چه چیزهایی باعث کاهش هموگلوبین میشود؟
همان دلایلی که باعث کاهش گلبولهای قرمز می شوند، با تخریب هموگلوبین، مقدار آن را هم کم می کنند. کمخونی، خونریزی شدید، سرطان، سوءتغذیه، بیماری لوپوس، بیماریهای کلیوی و بزرگی طحال باعث کاهش هموگلوبین میشوند. مصرف آنتیبیوتیکها، آسپیرین و ایندومتاسین و همچنین داروهای ضدسرطان هم مقدار هموگلوبین خون را کم میکنند.
چه چیزهایی باعث افزایش هموگلوبین میشود؟
مشکلات ریوی، سوختگی شدید، نارسایی مزمن ریه و از دست دادن زیاد آب بدن (دهیدراسیون) مقدار این ماده حیاتی را افزایش میدهند. داروهای جنتامایسین و متیلدوپا هم هموگلوبین را افزایش می دهند.
نکته:
- مقدار هموگلوبین در بارداری کاهش مییابد، چون با اینکه خونسازی کمی بیشتر شده است، اما حجم مایع بدن و خون بالا رفته و مقدار کلی هموگلوبین در هر دسیلیتر کاهش مییابد.
- زندگی در ارتفاعات هم به خاطر نیاز بیشتر بدن به اکسیژن و کمبود اکسیژن محیط، باعث تولید بیشتر هموگلوبین میشود.
- در طحال اغلب سلولهای پیر خون تخریب میشوند. بزرگ شدن طحال، یعنی تخریب بیشتر سلولها و به دنبال آن کاهش گلبول های قرمز و هموگلوبین رخ میدهد.

هموتوکریت یا HCT هم یکی از مقادیر اندازه گیری گلبول قرمز است. به طور کلی (هم) به معنی آهن است و هر جا در هر کلمه ای آمد حتما آن کلمه ارتباطی با گلبول قرمز دارد. هماتوکریت درصدی از حجم...
HCT
هموتوکریت یا HCT هم یکی از مقادیر اندازه گیری گلبول قرمز است. به طور کلی (هم) به معنی آهن است و هر جا در هر کلمه ای آمد حتما آن کلمه ارتباطی با گلبول قرمز دارد. هماتوکریت درصدی از حجم کلی خون است که از گلبول قرمز ساخته شده و با اندازه گیری قسمت قرمز رسوب خون در لوله آزمایش نسبت به کل ارتفاع خون اندازه گیری می شود. به خاطر بیماری ها و شرایط مختلفی که می توانند اندازه گیری RBC و HGB را با اشکال مواجه کنند، HCT هم اندازه گیری می شود تا به طور مستقیم نشان دهنده اندازه گیری هموگلوبین و گلبول قرمز در خون باشد. این عدد معمولا با درصد نشان داده می شود. مقادیر طبیعی: اعدا بین42 تا 52 درصد برای آقایان و 37 تا 47 درصد برای خانم ها نرمال به حساب می آید. در خانم های باردار درصد 33 طبیعی است.
محدوده خطر: HCT بالاتر از 60 درصد و پایین تر از 15 درصد باید باعث نگرانی پزشک شود.
چه چیزهایی باعث کاهش آن می شود؟
تقریبا همان دلایل HGB و RBC به علاوه شرایطی مثل پرکاری تیروئید، سیروز کبدی، نارسایی مغز استخوان و میلوم مولتیپل باعث کاهش هماتوریت می شوند.
چه چیزهایی باعث افزایش آن می شود؟
سوختگی، اسهال شدید، بیماری های انسداد ریوی، از دست دادن زیاد آب، تولید بیش از حد گلبول قرمز عوامل افزایش HCT هستند.
نکته:
بیماری هایی که باعث به وجود آمدن شکل های غیر طبیعی گلبول قرمز می شوند ( مثل بیماری گلبول قرمز داسی شکل ) مقدار HCT را تغییر می دهند.
وقتی مقدار گلبول سفید به شدت بالا باشد بر مقدار HCT موثر است. در صورت طبیعی بودن اندازه های گلبول قرمز، مقدار هماتوکریت 3 برابر هموگلوبین است. هماتوکریت را نباید بلافاصله بعد از خونریزی شدید اندازه گیری کرد.

PLT در آزمایش خون نشان دهنده تعداد پلاکت های خون در هر میلی متر مکعب خون است که معمولا بزرگترین عدد برگه آزمایش خون را به خود اختصاص داده است .
وقتی قسمتی از بدن شما زخمی می شود پلاکت خون به قسمت آسیب دیده زخم می چسبد و باعث بوجود آمدن لخته خون می شوند و این عمل پلاکت ها منجر به بند آمدن خونریزی می شود .
در واقع این ساختارها دارای آنزیم هایی هستند که باعث انعقاد خون می شوند و وظیفه اصلی آنها جلوگیری از خون ریزی و خارج شدن گلبول قرمز از داخل رگ است .
همچنین علاوه بر کنترل انعقاد خون ، از میزان پلاکت برای بررسی روند بهبود نارسایی مغز استخوان و بیماری های خونی هم استفاده می شود .
w.b.c در آزمایش خون نشانه چیست ؟ : آزمایش خون یا CBC یا complete blood count به معنای «شمارش کامل خون» ، یکی از ابتداییترین و در عین حال اصلیترین آزمایشاتی است که میتواند زمینه تشخیص بسیاری از بیماریها را فراهم آورد و از همه مهم تر، بیانگر شرایط کلی و حیاتی بدن است.
RBC یا(Red blood cell )
RBC مخفف سلول قرمز خون است. این سلولهای قرمز خون یا همان گلبولهای قرمز، در واقع اصلیترین قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود این رنگ قرمز به دلیل وجود مادهای به نام هموگلوبین است که به گلبول قرمز کمک میکند تا اصلیترین وظیفه خود یعنی حمل و نقل اکسیژن و دیاکسیدکربن را انجام دهد. گلبولهای قرمز، اکسیژن را از ریه به بقیه سلولهای بدن حمل می کنند.مقادیر طبیعی : بین ۴/۷ تا ۶/۱ میلیون در هر میکرو لیتر خون است. این عدد برای خانمها مقداری کمتر و در کودکان مقداری بیشتر است.
چه چیزهایی باعث کاهش RBC میشود؟
خونریزیهای دستگاه گوارش مثل خونریزی معده یا روده، خونریزی از محل زخم، سوءتغذیه، کمبود آهن یا کمبود ویتامین B12 ، شکستن سلولهای خونی یا همولیز آنها در اثر بعضی بیماریهای خاص مثل فاویسم، بعضی مشکلات ژنتیکی مثل گلبولهای قرمز داسی شکل ، مشکلات مغز استخوان ، بیماری های کلیوی ، بیماریهای مزمن، تومورهای سرطانی و بیماریهای روماتویید (التهاب مفاصل).
چه چیزهایی باعث افزایش RBC میشود؟
مقدار بالای گلبول قرمز میتواند نشاندهنده ظرفیت بالای حمل اکسیژن باشد. در بعضی از ورزشکاران و همچنین هنگام زندگی در ارتفاعات به خاطر کمبود اکسیژن هوا ، RBC افزایش می یابد. بیماریهای ریوی یا کلا هر نوع بیماری که هیپوکسی مزمن (کمبود اکسیژن طولانی مدت در بدن) ایجاد میکند، مثل بیماری قلبی مادرزادی ، باعث تولید بیشتر RBC میشوند.
نکته :- به طور طبیعی، گلبول قرمز بعد از تولید در مغز استخوان، ۱۲۰ روز در خون زندگی میکند و در آخر عمر خود خرد میشود و به عناصر سازندهاش تبدیل میشود.- مقدار RBC در طی بارداری به طور طبیعی کمی کمتر نشان داده میشود، چون حجم قسمت مایع خون افزایش پیدا می کند. – عدد RBC در واقع مقدار دقیق گلبولهای قرمز در ۱میلیلیتر خون است.- بسته به آزمایشگاه و نوع کیت مورد استفاده، ممکن است مقیاس شمارش این سلول فرق کند.- خوردن داروهایی مثل کلرامفنیکل هم باعث کاهش RBC میشود.
این سه حرف مخفف «سلولهای سفید خون» یا گلبولهای سفید هستند. اندازهگیری مقدار گلبولهای سفید خون، یکی از روشهای اصلی برای تعیین وجود عفونت در بدن است، چون این سلولها که جزو سیستم دفاعی بدن هستند، در بیماریهای عفونی و غیرعفونی واکنشهای مختلفی از خود نشان میدهند.شمارش WBCها دو جزء دارد: یکی مقدار کلی گلبولهای سفید در یک میلیلیتر خون و دوم شمارش جزء به جزء این سلولها، چون گلبول های سفید خون، پنج نوع مختلف دارند که کم و زیاد شدن هر کدام از این انواع، معنی خاص خود را خواهد داشت.کلمه «diff» که در جلوی CBCنوشته میشود، درخواست برای شمارش همین انواع مختلف گلبولسفید استمقادیر طبیعی :در بزرگسالان و بچههای بالاتر از ۲ سال مقدارگلبولسفید بین ۵ تا ۱۰ هزار در هر میلیلیتر خون طبیعی است.محدوده خطر: WBC کمتر از ۲۵۰۰ و بیشتر از ۳۰۰۰۰ نشاندهنده بیماریهایی هستند که میتوانند گاهی خطرناک باشند.
چه چیزهایی باعث کاهش WBC میشود؟
لکوپنی یا کاهش گلبولسفید به مقادیر کمتر از ۴ هزار گفته میشود که معمولا در اثر نارسایی مغز استخوان، مسمومیت دارویی ، عفونت بسیار زیاد، سوءتغذیه، بیماریهای خودایمنی و ایدز به وجود میآید. در بسیاری از انواع نارساییهای مغز استخوان، مثلا بعد از شیمیدرمانی، رادیوتراپی و … هم این مقدار کاهش مییابد.
چه چیزهایی باعث افزایش WBC میشود؟
افزایش گلبولسفید، لکوسیتوز نام دارد و به مقادیر بالاتر از ۱۰هزار گفته میشود که به طور معمول نشاندهنده عفونت، التهاب، تخریب بافت بدن، لوسمی یا سرطان خون است. ضربه و جراحت، استرس و تب هم مقدار WBC را افزایش میدهد.
نکته : – عمل اصلی گلبولسفید مبارزه با عفونت و حذف عوامل خارجی و مزاحم از بدن است و در مواقع آلرژیها هم این سلولها مسئول بروز واکنش هستند.- تغییر هر کدام از انواع WBC معنی خاص خود را دارد و ممکن است نشاندهنده عفونت با میکروب (مثل باکتری یا ویروس) و یا حتی استرس باشد.- فعالیت شدید بدنی و ورزش سنگین هم برای مدتی باعث بالا رفتن تعداد WBC در خون میشود. بارداری و زایمان هم این مقدار را افزایش میدهند.

تعریف ppm:
ppm مخفف Part Per Million به معنی واحد در میلیون می باشد. همانطور که درصد جهت تعریف واحد در صد می باشد. ppm یک کمیت بدون واحد است و جهت مشخص کردن میزان بسیار کمی از مواد استفاده می شود.
1ppm = 1/1000000 = 0.000001 = 1 × 10-6
25ppm = 25/1000000 = 0.000025 = 25×10-6
تعریف ppb:
ppb مخفف Part Per Billion به معنی واحد در میلیارد می باشد. همانطور که درصد جهت تعریف واحد در صد می باشد. ppb یک کمیت بدون واحد است و جهت مشخص کردن میزان بسیار کمی از مواد استفاده می شود.
1ppb = 1/1000000000 = 0.000000001 = 1×10-9
جهت مشخص تر شدن این موضوع به اعداد زیر توجه نمایید:
بخش در یکای سنجش (به انگلیسی: Parts-per notation) در علوم مهندسی، فیزیک و شیمی یک یکا برای سنجش غلظت مواد با غلظت بسیار کم است. بخش در میلیون (ppm)، بخش در میلیارد(ppb) و بخش در تریلیون (ppt) نمونههایی از این نوع یکا غلظت است که به صورت نسبت مولی یا جرمی ماده مورد نظر در محلول سنجیده میشود. همچنین این کمیت یک کمیت بدون بعد است.[۱][۲]
بدین ترتیب مفهوم ۲ppm، یعنی ۲ میلیگرم از یک مادهٔ حل شونده در ۱ کیلوگرم از حلال حل شده است یا ۲ سانتیمتر مکعب از یک گاز معین در ۱ متر مکعب از هوا وجود دارد. در واقع یکای هر دو جزء مورد نظر (حل شونده و حلال) میبایست یکی باشد تا در نهایت ppm یک کمیت بدون بعد باشد. البته برای موادی مثل آب، که دارای چگالی یکایی هستند (چگالی آب برابر یک کیلوگرم بر لیتر است)، کمیت ppm (که بیانگر یک میلیگرم بر یک کیلوگرم است) معادل میلیگرم بر لیتر خواهد بود، چرا که هر کیلوگرم آب، یک لیتر است.
برای گازها نیز میتوان کمیت ppm را توسط یک ضریب معین، به کمیت میلیگرم بر لیتر تبدیل نمود. فرض میکنیم ۱ppm از یک گاز معین در هوا وجود دارد و میخواهیم غلظت این گاز را از ppm به میلیگرم بر لیتر تبدیل کنیم. ۱ppm یعنی در هر یک میلیون لیتر از هوا، یک لیتر از این گاز وجود دارد.
حال میبایست صورت کسر یعنی یک لیتر گاز را به یکا میلیگرم تبدیل کنیم.
از آنجایی که در دما و فشار استاندارد، وزن ۲۴٫۴۵ لیتر از هر نوع گازی بر حسب گرم، برابر وزن مولی آن خواهد بود، لذا با یک تناسب ساده وزن یک لیتر گاز در دما و فشار استاندارد برابر است با وزن مولی آن تقسیم بر عدد ۲۴٫۴۵:
بنابراین با ضرب عدد ppm در ضریب بالا، این کمیت به میلیگرم بر مترمکعب تبدیل خواهد شد.

نرخ رشد هر کشوری به صورت درصد بیان می شود، عموماً بین %0.1 و %3 در سال می باشد. شما در محاسبه رشد جمعیت با دو پارامتری که با هم مشارکت دارند، روبرو هستید؛ میزان رشد طبیعی جمعیت و میزان رشد مطلق جمعیت دو مقداری است که بایستی در نظر داشته باشید. در رشد طبیعی جمعیت تنها میزان متولدین و میزان مرگ و میر کشور در نظر گرفته می شود؛ بدون آن که جمعیت مهاجرین را محاسبه کنند. اما نرخ رشد مطلق جمعیت، علاوه بر مرگ و میر و زاد و ولد، مهاجرت به داخل و خارج از کشور را نیز در نظر می گیرند.
به عنوان نمونه، نرخ رشد طبیعی کانادا %0.3 است در حالی که نرخ رشد مطلق آن %0.9 است؛ که این عامل نشان دهنده ی سیاست های مهاجر پذیری کانادا می باشد. در ایالات متحده آمریکا، نرخ رشد طبیعی جمعیت%0.6 و رشد مطلق آن %0.9 است. محاسبه نرخ رشد جمعیتی هر کشور برای جمعیت شناسان و جغرافیدانان، متغیری مناسب برای رشد جاری کشور محسوب شده و کشورها و مناطق مختلف را با هم مقایسه می کنند. به طور هدفمندتر، نرخ رشد مطلق جمعیت کاربرد بیشتری دارد.
یکی از کاربردهای نرخ رشد جمعیت را می توان در تعیین زمان دوبرابر شدن جمعیت یک منطقه یا کشور و یا حتی سیاره ی زمین دانست؛ یعنی چه مدت زمانی طول می کشد تا جمعیت کنونی کشور دو برابر گردد. این مدت زمان با تقسیم نرخ رشد جمعیت در عدد 70 بدست می آید. عدد 70 از لگاریتم 2 حاصل می شود.
رشد مطلق کانادا در سال 2006 ،0.9 درصد بدست آمد، ما 70 را به عدد 0.9 تقسیم می کنیم ، عدد حاصل 77.7 خواهد بود. بنابر این در سال 2083 کانادا دو برابر جمعیت کنونی را داشته و از 33 میلیون نفر به 66 میلیون نفر خواهد رسید؛ البته این وضعیت در صورتی ممکن است که نرخ رشد به همین وضعیت باقی بماند و تغییری در آن صورت نپذیرد.
اما، اگر ما خلاصه اطلاعات جمعیتی دایره سرشماری ایالات متحده را مربوط به کانادا مورد بررسی قرار دهیم، مطابق آن انتظار می رود که رشد مطلق این کشور تا 2050 کاهش یابد. با نرخ رشد %0.6 زمان دو برابر شدن جمعیت کانادا 117 سال خواهد بود ( 116.666 = 0.6 / 70 ).
نرخ رشد جمعیت جهان در حال حاضرحدود %1.14 می باشد، با این نرخ زمان دو برابر شدن جمعیت 61 سال است. بنابراین انتظار می رود که چنانچه نرخ رشد جاری جمعیت تغییری نداشته و ثابت باقی بماند، جمعیت 6.5 میلیاردی جهان تا سال 2067 به 13 میلیارد نفر برسد. قابل ذکر است که نرخ رشد جهان در دهه ی 1960 به نقطه ی اوج خود یعنی به میزان %2 رسید، با این نرخ زمان دوبرابر شدن جمعیت 35 سال می باشد.
اغلب کشورهای اروپایی نرخ رشد پایینی را تجربه می کنند. این نرخ در بریتانیا %0.2 ، در آلمان %0.0، و در فرانسه %0.4می باشد.
نرخ رشد جمعیت در بسیاری از کشورهای آسیایی بالا است. در افغانستان این میزان %4.8 بوده و با این مقدار، زمان دو برابر شدن جمعیت 14.5 سال خواهد بود! اگر رشد جمعیت افغانستان در همین مقدار باقی بماند ( که بعید به نطر می رسد، به طوری که میزان رشد برنامه ریزی شده برای سال 2025در این کشور %2.3 در نظر گرفته شده است.) جمعیت 30 میلیونی این کشور تا سال 2020 به 60 میلیون و در سال 2035 به 120 میلیون و در سال 2049 به 280 میلیون و در سال 2046 به 560 میلیون نفر و در سال 2078 به 1 میلیارد و 12 میلیون نفر خواهد رسید. چنان که مشاهده می کنید، درصد رشد جمعیت برای برنامه ریزی های کوتاه مدت کاربرد بهتری دارد.
افزایش رشد جمعیت معمولاً مشکلاتی را در کشور به وجود می آورد، نیاز به غذا، زیر ساخت هایی نظیر شغل – مسکن – آموزش و ارائه ی خدمات گوناگون از جمله ی آنها است. این موارد هزینه هایی است که کشورهای مزبور بایستی بپردازند، و این در صورتی است که چنین کشورهایی اغلب از توانایی های کمی نیز برخوردارند.
باتوجه به تصویرفوق :
وقتی باکسی که دوستش نداری زندگی می کنی زیر بارون هم حالت خوش نیست
اما وقتی باکسی که دوستش داری زندگی می کنی تو غروب هم حال خوشی داری.
حدود ۸۳۳ کیلومتر از درازای رود راین قابل کشتیرانی است و این امر به اهمیت این رود در زندگی مردمان گرداگرد آن افزوده است. وجود شهرها و محوطههای باستانی فراوان در کنارههای رود راین نشاندهندهٔ اهمیت این رود است.

سرم بخش مایع خون پس از لخته شدن است.
فرق اصلی سرم با پلاسما در این است که برخلاف پلاسما سرم خون فاقد پروتئینهای انعقادی مانند فیبرینوژن است. سایر پروتئینها، آنتی ژنها، آنتی بادیها، آنزیمها و الکترولیتهای خون در سرم آن موجودند.
سرمها محلولهای مایع نگهدارنده یا کریستالوئیدی حاوی الکترولیت، آب و نیازهای سلولی هستند که از طریق سیاهرگها تجویز میشوند.
سرمها اصولاً به چهار گروه کلی تقسیمبندی میشوند:
۱. محلولهای کریستالوئید جهت جبران کاهش مایعات یا الکترولیتها مانند سرم رینگر، رینگرلاکتات، سرم نرمال سالین، سرم قندی نمکی و سرم قندی
۲. محلولهای کلوئید جایگزین پلاسما جهت جبران کاهش حجم داخل عروقی مانند دکستران و هماکسل
۳. محلولهای غذایی (جایگزینی تغذیه وریدی) مانند سرم آمینو اسیدی و سرم اینترالیپیدی
۴. محلولهای با کاربرد درمانی خاص مانند سرم مانیتول
محلولهای کریستالوئید ممکن است جهت جانشین کردن الکترولیتها و آب از دست رفته از طریق اسهال و استفراغ بکار روند. مصرف بیش از حد آنها سبب تجمع سدیم و حجم آب اضافی در بدن، اِدِم ریوی و نارسایی قلب میشود. محلولهای هیپرتونیک در درمان مسمومیت با آب و افزایش حجم آب خالص بکار میروند.
سرم (به انگلیسی: serum) دارای پادتنهایی است که به بدن تزریق میشود و ایجاد ایمنی غیر فعال کوتاه مدت مینماید مانند سرم هپاتیت.
این ترکیب (که در واقع آنتی سرم است) بویژه در گذشته از تزریق اولیه آنتی ژن به یک جاندار (انسان یا مثلا اسب) و پس از چند روز جداسازی سرم خون جاندار که دارای پادتن علیه آنتی ژن موردنظر است به دست میآمد. سرم دارای پادتن به عنوان درمان کمکی به افراد غیر ایمن در معرض ابتلا به بیماری تزریق میشد. این نوع ایمنی موقت است و آنتی بادیهای سرم پلی کلونال هستند.
پادتَن یا آنتیبادی (به انگلیسی: antibody) نوعی پروتئین است که در دستگاه ایمنی بدن، در پاسخ به حضور آنتیژن خاصی، تولید میشود و در خون به گردش درمیآید یا در محل تولید باقی میماند تا به آنتیژن (معمولاً اجسام بیگانه همچون باکتری و ویروس ولی گاه حتی بافت طبیعی بدن یا یک ماده غذایی) حملهور شود و آنرا بیزیان سازد. هر پادتن یک آنتی ژن ویژه را هدف خود تشخیص میدهد. پادتن ها از پلاسموسیت ها ترشح میشوند.و به ایمنی هومورال مربوط است. پس از برخورد لنفوسیت B با آنتی ژن خاص خود،تقسیم شده و سلول B خاطره و پلاسموسیت به وجود می آورند. سلولهای خاطره همواره در کمین هستند تا در صورت برخورد مجدد با همان آنتی ژن با سرعت بیشتری تقسیم شوند. پلاسموسیت ها گیرنده ندارند و وظیفه آنها تولید پادتن است و دارای شبکه آندوپلاسمی زبر و جسم گلژی گسترده هستند. پادتن ها به صورت فعال تولیدمیشوند و به خون ریخته میشوند. پادتن در خون محلول است به همین خاطر به این ایمنی هومورال گفته میشود. (هومورس:مایعات بدن شامل خون لنف و آب میان بافتنی) پادتن ها گیرنده آنتی ژنی مشابه لنفوسیت B و Bخاطره دارند که مکمل آنتی ژن است. پادتن آنتی ژن را از بین نمی برد. بلکه آن را خنثی میکند.در ساده ترین روش به آنتی ژن میچسبد و مانع از اتصالش به سلول میزبان میشود.در این حالت علاوه بر غیر فعال کردن آنتی ژن،عمل فاگوسیتوز ماکروفاژ را نیز راحت میکند. پادتن ها در ایجاد آسم و آلرژی و خود ایمنی نقش دارند.یعنی تولید نابه جا و نامناسب آنها باعث ایجاد این بیماری ها میشود. البته این گفته نباید به طور اشتباه برداشت شود.اگر پادتن ها نباشند خیلی از بیماری ها انسان را از پا در می آورند. پادتن در مبارزه با سلول های سرطانی و پیوندی نقش کمتری دارد.
پادتن آماد سرم چگونه تهیه می شود
پادتن آماده در حالتی که زمان کافی برای اینکه بدن جانور یا انسان به اندازه کافی پادتن تولید کند نباشد به بدن تزریق میشود تا پادتن کافی برای مبارزه با عامل خارجی وجود داشته باشد.
برای تهیه آن نیز میکروب یا عامل ضعیف شده را به بدن یک حیوان مثل اسب تزریق می کنند و وقتی بدن حیوان پادتن را ساخت آنرا از سرم خون جانور جداسازی و استخراج می کنند .
لنفوسیت های B به پلاسموسیت ها تبدیل می شوند . این سلول ها پادتن تولید و ترشح می کنند. این پادتن ها به آنتی ژن ها متصل می شوند و مانع از اتصال میکروب به سلول های میزبان می شوند .در ضمن اتصال آنتی ژن و پادتن موجب می شود فاگوسیت ها راحت تر عمل فاگوسیتوز را انجام دهند . لنفوسیت های T کشنده به طور مستقیم با آزاد سازی پرفورین منافذی در غشای سلول مهاجم ایجاد می کنند سپس در اثر ورود بیش از حد آب از این منافذ سلول مهاجم از بین می رود .