گل رزقرمز

Related image

 

آموزش گام به گام و تصویری آهنگسازی الکترونیک به‌ صورت اصولی

             

 

آموزش گام به گام و تصویری آهنگسازی الکترونیک به‌ صورت اصولی

تاریخچه‌ی موسیقی الکترونیک به اواسط قرن ۲۱ م میلادی بر می‌گردد. برای تهیّه صدای کاملاً خالص الکترونیک می‌توان از دستگاه‌های ترمین، سینث‌سایزر (ترکیب کننده) و رایانه بهره جست. موسیقی الکترونیک عموماً به صورت بیکلام می‌باشد.

از بزرگترین آهنگسازان موسیقی الکترونیک می‌توانیم از: ژان میشل ژار – تنجرین دریم – رابرت مایلز – شمال shamall – کوتو – ساش – انیگما – آندره تنه برگر – دارود – اسکوتر و جورجو مورودر و شیلر (گروه) نام ببریم. با پیشرفت تکنولوژی، دستگاههای سینث سایزر که روزی فقط در استودیوهای موسیقی وجود داشتند، اکنون برای تولید موسیقی الکترونیک در خانه و… در دسترس هستند. پس کار آهنگسازی، تنظیم و ضبط صدای موسیقی الکترونیک بسیار آسانتر شده است.

گام اول: اجزا و قطعات آهنگسازی الکترونیک

۱-ساختن موزیک الکترونیک با سینث سایزر: سینث سایزر معمولا مترادف با ابزارموسیقی الکترونیک بکار میرود، اما بخشی از ابزار موسیقی الکترونیک است که از لحاظ ضربات، ریتم و تن صدا، موسیقی واقعی تولید میکند. سینث سایزرهای اولیه مانند Moog Minimoog، قادر بودند در یک زمان تنها یک تن ایجاد کنند-monophonic. این سینث سایزرها نمیتوانستند مانند دیگر ابزار موسیقی تن های ثانویه تولید کنند. در اواسط دهه ی ۱۹۷۰، سینث سایزرها چندین تن در یک زمان ایجاد میکردند-polyphonic. بسیاری از ابزارهای موسیقی، بخصوص آنهایی که برای استفاده در خانه هستند از سینث سایزر با واحدکنترل استفاده میکنند.

۲- سینث سایزر را با دستگاههای کنترل بکار ببرید: سینث سایزرهای اولیه با flipping switches, turning knobs, یا Theremin کنترل میشدند که دستان اوپراتور برروی دستگاه قرار میگرفت. کنترل کننده های مدرن، سینث سایزر را با Musical Instrumental Digital Interface (MIDI) کنترل میکنند. بعضی از این کنترل کننده ها شامل:

  • کیبورد- از متداولترین کنترل کننده ها-
  • کنترل کننده دهانه ای/بادی
  • گیتار MIDI- نرم افزاری برای استفاده از گیتار الکترونیک یا آکوستیک برای کنترل سینث سایزر-
  • SynthAxe
  • Keytar
  • Electronic drum pads
  • Radio drum-رادیو درام-
  • BodySynth

گام دوم: تجهیزات ساخت موسیقی الکترونیک

۱-از یک سیستم کامپیوتر با قدرت بالا استفاده کنید و اطمینان حاصل کنید که با سیستم آشنا هستید: ابزارهای موسیقی الکترونیک مستقل برای نواختن موسیقی الکترونیک کافی هستند، اما اگر میخواهید موزیک الکترونیک بسازید به یک سیستم کامپیوتر نیاز دارید. یک لب تاب یا کامپیوتر رومیزی برای ساختن موسیقی بخوبی کار میکنند. اگر در یک مکان ثابت موسیقی میسازید، یک کامپیوتر رومیزی مناسب است اما اگر در جاهای مختلف مثل تمرینهای گروهی اینکارا انجام میدهید، لب تاب میتواند گزینه ی بهتری باشد. از یک سیستم عاملی استفاده کنید که با آن راحت هستید؛ اما باید به آخرین نسخه ی ویندوز یا MacOS دسترسی داشته باشید. همچنین سیستم شما باید قدرت CPU و حافظه ی کافی داشته باشد تا بتوان به راحتی آن را جهت تولید موسیقی مدیریت کرد.

۲-کامپیوترتان را با تجهیزات صوتی خوب همراه کنید: شما میتوانید بوسیله ی تجهیزات صوتی و اسپیکرهای ارزان قیمت موسیقی الکترونیک خوب بسازید. پس اگر میتوانید هزینه ی آن را بپردازید، میتوانید موارد زیر را تهیه کنید:

  • کارت صدا: اگر ضبط های خارجی زیادی دارید میتوانید از این گزینه استفاده کنید.
  • مانتیتور استودیو: منظور مانتیتور کامپیوتر نیست بلکه بلندگوهایی هستند که در استودیو ضبط بکار میروند. انواع ارزانتر آنها شامل M-Audio و KRK Systems هستند که کیفیت پاینتری دارند و انواع با کیفیت و گرانتر آنها شامل Focal, Genelec, Mackie میباشند.
  • هدفون استودیو: استفاده از هدفون بجای اسپیکر برای شنیدن صدا، باعث میشود بیشتر برروی ریتم و سطح صدا تمرکز کنید. از جمله تولید کنندگان هدفون استودیو شامل Beyerdynamic و Sennheiser میباشد.

۳-نرم افزار ساخت موزیک خوبی نصب کنید: برای ساخت موسیقی الکترونیک به برنامه های نرم افزاری زیر نیاز دارید:

  • Digital audio workstation (DAW): DAW یک نرم افزار واقعی ساخت موسیقی است که تمام اجزای نرم افزاری دیگر را قادر میسازد که باهم کار کنند و به تولید موسیقی بپردازند. DAW های مختلف شامل Ableton Live, Cakewalk Sonar, Cubase, FL Studio, Logic Pro,Pro Tools, Reaper و Reason میباشد. نرم افزارهای رایگان DAW هم شامل Ardour و Zynewave Podium هستند.
  • Audio editor program: برنامه ی ویرایش صوتی، قابلیت ویرایش موسیقیایی بالاتری نسبت به DAW فراهم میکند، برای مثال ویرایش نمونه ها و تبدیل ترکیب ساخته شده به فرمت MP3. Forge Audio Studio نمونه ای از یک ویرایشگر صوتی ارزانقیمت است؛ و همچنین Audacity از جمله نرم افزارهای رایگان آن است.
  • Virtual Studio Technology -VST : از جمله ورژن نرم افزاری سینث سایزر برای ساخت موسیقی الکترونیک است که در بحث قبلی شرح داده شد. میتوانید با سرچ کردن “ free soft synths” -free software synthesizers  یا “free vsti به نسخه های رایگان آن در اینترنت دست پیدا کنید یا میتوانید VST synthesizers را از Artvera, H.G. Fortune, IK Multimedia, Native Instruments, یا reFX خریداری کنید.
  • VST effects: این نرم افزار افکت های موسیقی را فراهم میکند؛ که در نسخه های پولی و رایگان در دسترس است.
  • Samples: این نرم افزار جلوه های موسیقی مانند ضرب، ریتم و… را برای ارتقاء ترکیبتان، فراهم میکند. بسیاری از شرکت های موسیقی، این نرم افزار را به‌صورت آنلاین در اختیارتان قرار میدهد.

۴- یک کنترل کننده MIDI را در مد نظر داشته باشید: اگر چه میتوانید با استفاده از کیبورد و موس، یک موسیقی را ترکیب کنید، اما با وصل شدن یک کنترل کننده MIDI به سیستم تان اینکار بسیار طبیعی تر میشود. کیبورد به عنوان متداولترین کنترل کننده بکار میرود اما شما میتوانید از هر کنترل کننده دیگری که در بالا ذکر شده است استفاده کنید.

گام سوم: قبل از ساخت موزیک الکترونیک خودتان به این نکات توجه کنید

۱-تئوری موزیک را یاد بگیرید.

۲-قابلیت های دستگاه یا نرم افزارتان را یاد بگیرید.

.

۳-خود را با انواع موسیقیی که میخواهید بسازید آشنا کنید.

گام چهارم: موزیک الکترونیک خود را بسازید

۱-ابتدا beat ها را بگذارید.

۲-ریتم باس-bass- را اضافه کنید.

۳-در صورت لزوم، ریتم های بیشتری اضافه کنید.

۴-صداها را در سطحی که میخواهید میکس کنید.

۵- از انتظارات شنوندگان آگاه باشید و مطابق با آنها بنوازید.

فرمول تبدیل تاریخ میلادی به شمسی و بر عکس

                                      
تبدیل سال شمسی به میلادی: سال میلادی = سال شمسی + ۶۲۲ یا ۶۲۱ اگر تاریخ مورد ظر شما از اول فروردین تا ۱۰ دی بود، عدد ۶۲۱ را به سال تولد خود اضافه می کنید. اگر از ۱۱ دی تا آخر سال بود، عدد ۶۲۲ را اضافه می کنید. و اگر سال مورد نظر شما کبیسه بود روز ۱۰ دی به ۱۱ ام و ۱۱ دی به ۱۲ ام تغییر پیدا می کند.

برای تبدیل تاریخ شمسی به میلادی و برعکس باید تعداد روزهای سپری شده از ابتدای هر کدام از این تاریخ‌ها را از مبدا خود به دست بیاوریم. اگر می‌خواهیم تاریخ شمسی را به میلادی تبدیل کنیم ابتدا باید روزهای سپری شده از مبدا تاریخ شمسی تا کنون را حساب کنیم و آن را به اضافه‌‌ی ۲۲۶۸۹۹ بکنیم. عدد به دست آمده تعداد روزهای گذشته از ابتدای تاریخ میلادی تا کنون است و با استفاده از آن می‌توانیم تاریخ میلادی را حساب کنیم. برای تبدیل تاریخ میلادی به شمسی همین کار را باید برعکس انجام بدهیم و عدد ۲۲۶۸۹۹ را باید از تعداد روزهای تاریخ میلادی کم بکنیم و در این قسمت عدد به دست آمده تاریخ شمسی است.
همین روش نیز برای تبدیل تاریخ قمری به شمسی و برعکس نیز قابل استفاده است. ولی در این مورد دیگر عددی که باید اضافه یا کم بشود ۲۲۶۸۹۹ نیست. شاید از خود بپرسید که عدد ۲۲۶۸۹۹ را از کجا به دست آورده‌‌ام. برای به دست آوردن این عدد باید تاریخ شمسی و میلادی یک روز را در اختیار داشته باشید. به عنوان مثال ۱۳/۴/۱۳۸۳ شمسی طبق تقویم برابر ۳/۷/۲۰۰۴ میلادی است. کاری که باید الا بکنیم این است که این دو تاریخ را به روز تبدیل کنیم و در این تبدیل باید تعداد سال‌های کبیسه‌ای که این دو تاریخ پشت سر گذاشته‌اند نیز فراموش نکنیم. برای اینکه تعداد سال‌های کبیسه را در دو تقویم میلادی و شمسی بخواهیم محاسبه کنیم باید ۱۳۸۲ را برای تقویم شمسی و ۲۰۰۳ را برای تقویم میلادی تقسیم بر ۴ کنیم. خارخ قسمت این دو تقسیم به ترتیب تعداد سال‌های کبیسه‌ی تقویم شمسی و میلادی است که از ابتدای شروع به کار این تقویم‌ها تا کنون پشت سر گذاشته‌اند. البته این اعداد مطابق واقعیت نیستند! ولی به محاسبات ما اشکالی وارد نمی‌کنند. در تقسیم ۱۳۸۲ بر ۴ خارج قسمت برابر ۳۴۵ می‌شود و این عدد برای تقویم میلادی برابر ۵۰۰ است. خب پس تا کنون بر اساس تقویم شمسی ۳۴۵ سال کبیسه بوده و بر اساس تقویم میلادی ۵۰۰ سال برابر سال کبیسه بوده‌اند. (البته همان طور که دید به کبیسه بودن سالی که در آن هستیم هنوز توجهی نکردیم.) خب برگردیم به مساله‌ی خودمان که می‌خواستیم دو تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۳ و ۳/۷/۲۰۰۴ به روز تبدیل کنیم. برای این کار باید از عدد سال یکی کم کرده و در ۳۶۵ ضرب کنیم. و از عدد ماه نیز باید یکی کم کرده و بر اساس نوع تقویم باید عدد ماه را ضرب در عدد خاصی بکنیم. مثلا وقتی در تاریخ شمسی از عدد ماه یکی کم کنیم حاصل ۳ می‌شود. همان طور که می‌دانید در تقویم شمسی ۳ ماه اول سال ۳۱ روز دارند، پس ۳ را در ۳۱ ضرب می‌کنیم. ولی در تاریخ شمسی وقتی از ۷ یکی کم کینم برابر ۶ می‌شود. خب باید در این مورد ببینیم که ۶ ماه اول سال میلادی چند روزه هستند.
                                                          

عمارتی عجیب به نام باغ‌های معلق بابل

سیرتاپیاز عمارتی عجیب به نام باغ‌های معلق بابل

باغ‌های معلق بابل یکی از عجایب هفتگانه‌ی جهان است.

بسیاری از پژوهشگران و مورخان می‌گویند که باغ‌های معلق بابل به دستور شاه بخت النصر دوم و در ششصد سال قبل از میلاد مسیح ساخته شده است.

این باغ به عنوان هدیه‌ای از نبوچاندنزار به همسرش آمیتیس ساخته شده است.

آمیتیس شاهزاده‌ای ماد بود که پس از ازدواج با نبوچاندنزار و رفتن به بابل، از آنجا که به آب و هوای خشک بین النهرین عادت نداشت، بیمار می‌شود و بخت النصر برای بازگشت سلامتی او، دستور ساخت باغ‌های معلق را می‌دهد.

باغ‌های معلق بابل در واقع کوهی مصنوعی بود که باغ‌هایی بر فراز آن ساخته شد.

باغ‌ها مربعی شکل بوده و گنبد‌های قوسی شکل داشته است که بر روی کف شطرنجی آن بنا شده بود.

سیرتاپیاز عمارتی عجیب به نام باغ‌های معلق بابل

ایوان‌هایی که اطراف بام ساخته شده بود به وسیله‌ی پلکان به پایین متصل می‌شد.

گیاهانی که در باغ‌های معلق کاشته شده بودند به جای این که در زمین ریشه داشته باشند، در کف ایوان‌های باغ جاسازی شده بودند.

سیرتاپیاز عمارتی عجیب به نام باغ‌های معلق بابل

لعل بدخشان

Related image

چربی ترانس چیست؟

Related image

چربی ترانس از افزودن هیدروژن به روغن گیاهی ازطریق جریانی موسوم به هیدروژناسیون حاصل می‌شود، گفت: به‌ این‌ترتیب احتمال فاسد‌ شدن روغن، کمتر می‌شود. استفاده از چربی ترانس در ساخت و تهیه‌ غذا سبب می‌شود غذا مدت بیشتری تازه بماند.

چربی ترانس دارای آثار زیانبار است؛ یعنی بر میزان کلسترو ل LDL می‌افزاید و از مقدار کلسترول HDL می‌کاهد. بالا‌بودن میزان کلسترول LDL عامل خطرساز اصلی بیماری قلب است. در صورتی ‌که میزان LDL بسیار بالا باشد با‌ گذشت‌ زمان، سبب تصلب سرخ‌رگ‌ها می‌شود. این‌ حالت عبارتست از انباشت خطرناک رسوبات چربی بر دیواره‌ سرخ‌رگ‌ها. این رسوبات که در اصطلاح پلاک نامیده می‌شوند، سبب کاهش جریان‌ خون در سرخ‌رگ می‌شوند.

معرفی سنگ  گارنت اسپسارتین

Related image

تست بینایی چشم چیست؟

تست بینایی (تست حدت بینایی، تست انکسار نور، بررسی میدان بینایی و بررسی رنگ) میزان عملکرد چشم و سلامتی چشم را از ابعاد مختلف بررسی می کند

تست بینایی و انواع آن میزان عملکرد چشم را از ابعاد مختلف بررسی می کند. برخی از تست های بینایی، توانایی چشم ها را در مشاهده ی جزئیات اشیای نزدیک و دور و همین طور نقائص میدان بینایی بررسی می کنند، از طرفی توانایی مشاهده ی رنگ های مختلف هم ارزیابی می شود. تست بینایی به همراه سایر معاینات برای بررسی سلامت چشم ها کاربرد دارند.

انواع تست بینایی

  • حدت بینایی
  • رفرکشن (انکسار نور)
  • بررسی میدان بینایی
  • بررسی رنگ

 1- تست بررسی حدت بینایی

در این تست توانایی چشم ها برای مشاهده ی جزئیات اشیای نزدیک و دور چک می شود. معمولا هر چشم جداگانه بررسی می شود و در ادامه هر دو چشم با هم بررسی می شوند. انواع متعددی از تست های حدت بینایی ممکن است استفاده شود.

تست های بررسی حدت بینایی در موارد زیر انجام می شود:

  • به عنوان بخشی از معاینات روتین برای غربالگری مشکلات بینایی
  • تعیین این که آیا برای بهبود دید بیمار نیاز به لنزهای تماسی و یا عینک دارد یا که خیر.
  • پس از آسیب چشم ها برای بررسی اثر آن بر بینایی.
  • برای بررسی دید نزدیک در کودکان سن مدرسه که مشکلاتی در زمان مطالعه دارند.

چارتE و انواع آن:(چارت بینایی جگر )The Jaeger Eye Chart

تست اسنلن Snellen تستی است که از 11 ردیف از حروف بزرگ انگلیسی تشکیل شده اند. بالاترین حرف تابلو شامل یک حرف )معمولاً حرف E) است؛ اما ممکن است از سایر حروف انگلیسی نیز استفاده شود. سایر ردیف ها شامل حروفی است که تدریجا به طرف پایین کوچکتر می شوند.

در طی معاینه، چشم پزشک از شما می خواهد که ردیف با کوچکترین حروفی را که قادر به تشخیص هستید، بخوانید. اگر قادر به تشخیص پایین ترین ردیف بودید، حد بینائیتان خیلی خوب است.

 

تست بینایی

 نوع خاصی از چارت بینایی اسنلن به نام چارت "چرخشی E" وجود دارد. چارت چرخشی همان مقیاس های چارت اسنلن استاندارد را دارد و همه علامت های موجود روی چارت حرف E بزرگ هستند که با زاویه ای 90 درجه در جهات مختلف فضایی قرار گرفته اند.

چشم پزشک از فرد معاینه شونده می خواهد که جهت دندانه های حروفE را بگوید: چپ، راست، بالا یا پایین.

 برای بررسی دید نزدیک چشم پزشک از چارت بینایی کوچکی که در دستتان می گیرید، استفاده می کند. چارت جگر حاوی متون کوتاهی است که در اندازه های متفاوتی تایپ شده اند.

اندازه حروف جگر ازJ1 J11 تا  متفاوت است وJ1 ریزترین آن هاست.

 


 

آشنایی با ساز سنتی و پاپ

Related image

 

دُهُل: يکي‌ از سازهاي کوبه‌اي موسيقي است. دهل طبلي بزرگ و دورويه‌اي است که هر دو طرف آن پوستي از گاو يا گاوميش دارد. در متن‌هاي مختلف نام آن، داول، تاول و داوول آمده است. شکلي از آن به همراه سرنا در مناطق روستايي نواخته مي‌شود. نوازنده دهل را با ريسماني که از شانه‌ها مي‌گذرد به خود آويخته و با دو مضراب مختلف مي‌نوازد. برخي گفته‌اند انتهاي مضراب دهل، پارچه‌اي گلوله‌اي شکل دارد ولي دهل را از يک طرف با چوب کلفتي به نام چنگال و از يک طرف با چوب باريکتري به نام ديرک نوازند. البته در نواحي جنوبي ايران مانند هرمزگان و اطراف آن دهل را با دو دست مي‌نوازند.

تُمبَک: تمبک (تنبک، دمبک، دنبک يا ضَرب) يکي از سازهاي کوبه‌اي پوستي است و از نظر سازشناسي جزء طبل‌هاي جام‌شکل محسوب مي‌شود. بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهي هم فلز مي‌ساختند، ليکن امروزه از جنس چوب مي‌سازند. در نوازندگي اين ساز از تکنيک‌هايي به نام هاي «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ريز» استفاده مي‌شود. قدمت تنبک به پيش از اسلام مي‌‌رسد و در چند دهه اخير پيشرفت چشمگيري کرده که به عنوان سازي تکنواز و مستقل مطرح شده است. اين پيشرفت مرهون تلاش استادان اين ساز است که در اين ميان نقش استاد حسين تهراني به قدري اهميت مي‌‌يابد که از او مي‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازي نوين ايران ياد کرد.

دايره: يکي از سازهاي کوبه‌اي ايراني است. اين ساز، تقريباً مانند دف است و تنها تفاوت اين دو در آنجاست که دف، معمولاً داراي زنجيرهاي کوچکي در داخل است که صداي آن را متفاوت مي‌کند.

ني: از ساز‌هاي بادي ايراني است و جزو سازهاي بادي مي‌باشد. ني ايراني بر چند نوع است: دوزله، قره ني، ناي هفت بند و ... . ناي هفت‌بند از گياه ني ساخته مي‌شود و طوري آن را مي‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. ني هفت‌بند يا به اصطلاح ني متشکل از ۵ سوراخ در جلو و يک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از يک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست ديگر پوشيده مي‌شوند. وسعت صداي آن به ۳ اکتاو و چند صدا مي‌رسد. به طور کلي ني را با جا گرفتن بين دو دندان نيش و گرد کردن زبان در پايين و پشت آن مي‌نوازند. برعکس سازهاي ديگر، ني کوک ندارد و براي کوک‌هاي مختلف سازهاي متفاوت ساخته مي‌شود. کوک ني به معني بم‌ترين صدايي است که از خود بروز مي‌دهد.

فلوت: از سازهاي بادي چوبي است که بر خلاف ديگر سازهاي اين دسته، صداي آن نه از لرزش قميش بلکه از نوسان هواي دميده شده بر لبه دهني ساز توليد مي‌شود. فلوت از قديمي‌ترين سازهاي بادي است و قدمت برخي از فلوت‌هايي که باستان‌شناسان يافته‌اند به ۵۰،۰۰۰ سال پيش مي‌رسد. فلوت در گذشته از چوب ساخته مي‌شد (به همين دليل ساز بادي چوبي خوانده مي‌شود) ولي فلوت امروزي که در موسيقي اروپايي بکار مي‌رود، بيشتر از آلياژهاي فلزي ساخته مي‌شود. واژه فلوت در زبان‌هاي اروپايي به معناي نام کلي سازهاي مشابه فلوت نيز بکار مي‌رود. انواع فلوت و ني سازهايي بسيار نزديک هستند، بطوري‌که مي‌توان ني را واژه‌اي برابر فلوت و بالعکس دانست.

تار: از سازهاي زهي است که با زخمه نواخته مي‌شود. تار در ايران و برخي مناطق ديگر خاورميانه مانند آذربايجان و ارمنستان و گرجستان براي نواختن موسيقي کلاسيک اين کشورها رايج است. در گذشته تار ايراني پنج سيم (يا پنج تار) داشت. غلامحسين درويش يا درويش خان سيم ششمي به آن افزود که همچنان به کار مي‌رود. کاسه تار بيشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته مي‌شود که هرچه اين چوب کهنه‌تر باشد به دليل خشک بودن تارهاي آن چوب تار داراي صداي بهتري خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهيه مي‌شوند. جنس خرک از شاخ بز کوهي است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده مي‌شود. از لحاظي ساز تار به سه‌تار نزديک است. از لحاظ شيوه نوازندگي زخمه عادي در تار به صورت راست (از بالا به پايين) است ولي در سه‌تار بالعکس (از پايين به بالا) است. همچنين از نظر تعداد پرده‌ها نيز با هم شباهت دارند. صداي تار به دليل وجود پوستي که روي آن است از شفافيت خاصي برخوردار است.

دوتار: يکي از سازهاي مضرابي موسيقي ايراني است که همان‌گونه که از نام آن برمي‌آيد، داراي ۲ سيم (تار) است. اين ساز را معمولاً با مضراب نمي‌نوازند و با ناخن، زخمه مي‌زنند. دوتار پيشينه‌اي چند هزار ساله دارد و مي‌توان آن را مادر تنبور و سه‌تار محسوب کرد. در ايران، نواختن اين ساز در شمال، شرق و جنوب خراسان، در نواحي سکونت ترکمن‌ها در استان گلستان و همچنين در جنوب شرق ايران متداول است. دوتار داراي کاسه‌اي گلابي‌شکل و دسته‌اي نسبتاً دراز و ۲ رشته سيم (تار) است. طول دستهٔ آن حدود ۶۰ سانتي‌متر و کل ساز حدود ۱ متر است. ‎ قسمت گلابي‌شکل اين ساز از چوب درخت شاه‌توت و دسته آن از چوب زردآلو يا درخت گردو ساخته مي‌شود. پيشتر براي ساخت زه‌هاي اين ساز از روده حيوانات استفاده مي‌شد ولي امروزه آن را با استفاه از نايلون و يا سيم‌هاي فولادي مي‌سازند.

سه‌تار (ستار): از سازهاي مضرابي موسيقي ايراني است که آن را معمولاً با مضراب نمي‌نوازند و با ناخن، زخمه مي‌زنند. سه‌تار و انواع سازهاي شبيه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحي مرکزي آسيا و خاورميانه رواج داشته ‌است. به نظر مي‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته ‌است. سه‌تار در گذشته سه سيم (تار) داشته و اکنون چهار سيم دارد (البته سيم سوم و چهارم آن نزديک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته مي‌شوند و مجموعه آن دو رامعمولاً سيم «بم» مينامند). سه تار داراي صدايي مخملين و ظريف بوده و از آنجايي که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته مي‌شود، صداي ساز ارتباط مستقيمي با اعصاب و روان نوازنده پيدا مي‌کند و از اين رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهايي خوانده‌اند.

سنتور: يکي از سازهاي موسيقي ايراني به شکل ذوزنقه که داراي 32 سيم است و به وسيله دو مضراب چوبي نواخته مي‌شود. با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان اين است که اين ساز از قلمرو ايران به کشورهاي ديگر راه يافته و نام‌هاي مختلفي پيدا کرده‌است. جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبي است. بر روي سطوح فوقاني دو رديف (معمولاً ۹تايي) خرک چوبي قرار دارد که از روي هر خرک چهار رشته سيم هم‌کوک عبور مي‌کند ولي هر سيم به گوشي معيني پيچيده مي‌شود. سيم‌هاي سنتور به دو دسته سفيد (زير) و زرد (بم) تقسيم مي‌شوند. دسته سيم‌هاي سفيد بر روي خرک‌هاي رديف چپ و سيم‌هاي زرد بر روي خرک‌هاي رديف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. ساز سنتور براي استفاده در ارکستر داراي نقايصي است که براي رفع آنها چندي است دو نوع سنتور يکي کروماتيک با افزايش ۷ خرک به خرک‌هاي معمولي و ديگري سنتور باس با صداي بم ساخته شده‌اند.

تَنبور: تنبور يا طَنبور يکي از سازهاي زهي است که در آن سيم‌ها از روي دسته‌اي بلند و کاسه‌اي عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمي‌آيد. امروزه از تنبور مي‌توان به ساز محلي با دسته‌اي بلندتر و کاسه‌اي بزرگتر و منحني تر از سه‌تار داراي دو يا سه سيم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندي شده، تعبير نمود. ويژگي‌هاي اجرايي آن در دوتار مشهود نيست. تنبور را با پنجه مي نوازند و اين خود دليلي است بر ارتباط خانوادگي تنبور و دوتار محلي و سه‌تار که آنها نيز با انگشت (ناخن) به صدا در مي‌آيند. تنبور در نواحي غربي ايران به ويژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درويش‌هاي اهل طريقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده مي‌گردد که به وسيله آن موسيقي مذهبي خود را اجرا مي‌کنند.

بَربَط (عود): سازي زهي است که در خاورميانه و کشورهاي عربي رايج است و از قديمي‌ترين سازهاي شرقي و ايراني به شمار مي‌رود و چون سطح ساز بربط از چوب پوشيده شده بود، اعراب آن را عود ناميدند. اين ساز در حقيقت‌ نوعي‌ سمبل‌ تاريخي‌ براي‌ سازهاي‌ ايراني‌ است. از آن‌جا که پيشينه‌ اين ساز به ۱۹۷۰ سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد، مي‌توان آن را از اصيل‌ترين سازهاي موسيقي ايران زمين به شمار آورد. بربط امروزه نقش بسيار کمتري در موسيقي ايراني دارد. عود بم‌ترين ساز بين سازهاي زهي است؛ نت نويسي آن با کليد سل است که جمعاً دو اکتاو است. شکم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شکل و دسته آن بسيار کوتاه‌ است. به طوري که قسمت اعظم طول سيم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. عود داراي ده سيم يا ۵ سيم جفتي است البته در برخي مواقع استادان قالب شکني کرده و دو يا يک سيم در قسمت پايين قبل از سيم دو به ساز اضافه مي‌کنند. سيم‌هاي جفت با هم همصدا (کوک) مي‌شوند و هر يک از سيم‌هاي دهگانه، يک گوشي مخصوص به خود دارد؛ گوشي‌ها در دو طرف جعبه گوشي (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

کَمانچه: اين ساز جز دسته سازهاي زهي است و داراي ۴ سيم مي‌باشد. اين سيم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صداي آن خيلي خوش و جذاب مي‌باشد. کاسه صوتي اين ساز از چوب توت است که با برش‌هاي از عاج تزيين شده‌است. 

رُباب: يک ساز قديمي است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ايران قديم که هم‌اکنون در قسمت‌هاي سيستان و بلوچستان و افغانستان کنوني مي‌باشد. ساز اخير قبلاً دو سيم داشته که بعدها يک سيم ديگر به آن اضافه شده است. اين ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه ميناميم. تعداد سيم هاي رباب شش يا سه سيم جفتي است که سيم هاي جفت با يکديگر همصوت کوک مي شوند، سيمهاي رباب در قديم از روده ساخته مي شده در حاليکه امروز آنها را از نخ نايلون مي سازند و سيم بم روي نايلون روکشي فلزي دارد.

ديوان: ديوان يا باغلاما از جمله سازهاي زهي است. اين ساز يک ساز ترکي است. اين ساز در اندازه‌هاي مختلف ساخته مي‌شود که سايز کوچک آن را جره، سايز متوسط آن را باغلاما دسته کوتاه و سايز بزرگ آن را باغلاماي دسته بلند (ديوان) است. در ايران بين باغلاماي دسته بلند و ديوان فرقي قايل نيستند، ولي پرده هاي ديوان کمي بلندتر است که کاسه‌اي بزرگ‌تر از سه‌تار دارد. اين ساز شامل ۷ سيم در ۳ رديف مي‌باشد. همچنين داراي ۲۳ پرده يا ري مي باشد.

قيچک: قيچک يا غيژک يکي از سازهاي زهي است که مانند کمانچه با آرشه نواخته مي‌‌شود و يکي از سازهاي موسيقي ايراني است که قدمت بسيار زيادي دارد. اين ساز از نظر نوازندگي شبيه به ويولن‌سل است. ساز قيچک در استان سيستان و بلوچستان ايران نواخته مي‌شده است. امروزه وزارت فرهنگ و هنر ايران اين ساز را در شهرهاي ديگر نيز رواج داده و سه گونه قيچک تکميل‌تر به نام‌هاي قيچک سوپرانو (به طول ۵۶ سانتي‌متر)، قيچک آلتو (۶۳ سانتيمتر) و قيچک باس به همان نسبت بزرگ‌تر ساخته‌اند.

چنگ: چنگ ساز زهي باستاني است. با آنکه در ادبيات و نقاشي‌ها و ديگر آثار هنري قديمي به آن اشاره شده ولي امروزه رواجي ندارد. نوعي از آن هنوز ساز محلي بخش‌هائي از يونان، مانندجزيره کرت، است. در ايران قديم هم نوعي از اين ساز رايج بوده و نقش برجسته‌هاي طاق بستان کرمانشاه، نوازندگان چنگ را نشان مي‌دهد که در قايق براي شاه ساساني که به شکارگاه آمده چنگ مي‌نوازند. ساز امروزي هارپ نيز از سازهاي نزديک به چنگ است. در ادب فارسي سياره زهره را چنگ‌زن دانسته‌اند.

ساکسوفون: يکي از سازهاي بادي است که يک قميش دارد. اين ساز را آدولف ساکس در سال‌هاي ۱۸۴۰ اختراع کرد و بنام او سکسوفون نام گرفت. ساکسوفون انواعي مانند ساکسوفون سوپرانو، ساکسوفون آلتو و ساکسوفون تنور دارد که تفاوت آن‌ها در دامنه صدايي آن‌ها است. اگرچه اين ساز در اصل براي ارکستر و دسته موزيک نظامي تهيه شد، ولي امروزه بيشتر در موسيقي جاز و مردم‌پسند به کار مي‌رود.

ترومپت: از سازهاي بادي برنجي است و صداي آن زيرترين صداي سازهاي بادي برنجي است. ترومپت از نظر ظاهر بسيار شبيه به کورنت است. فرق آن با کورنت در لوله آن است که در بيشتر طول خود قطري يکسان دارد. لوله ترومپت به صورت مخروطي ويژه‌است که به دهانه‌اي ناقوسي منتهي مي‌شود لوله اين ساز تا سده ۱۵ به شکل مستقيم ساخته مي‌شده و از آن به بعد به شکل منحني ساخته مي‌شود. بر روي لوله سه دگمه مشاهده مي‌شود که اولي باعث ازدياد طول لوله براي بدست آوردن يک پرده بم مي‌شود، فشار دگمه دوم صوت را نيم پرده و فشار دکمه سوم يک پرده و نيم پايين مي‌آورد. ترومپت در انواع موسيقي‌هاي امروزي مانند موسيقي کلاسيک و موسيقي جاز و موسيقي مردم‌پسند و حتي در مراسم عزاداري و تعزيه‌هاي ماه محرم بکار مي‌رود.

ترومبون: يکي از سازهاي بادي برنجي است. از نظر ظاهري با لوله کشوئي آن شناخته مي‌شود. ترومبون‌هاي رايج عملاً ترومپت‌هاي آلتو و باس هستند. نام ترومبون از ايتاليائي مي‌آيد و به معني ترومپت بزرگ است. ترومبون از دوره رنسانس در موسيقي مذهبي کليساها بکار مي‌رفت ولي در آثار ارکستري چندان رايج نبود. بتهوون با استفاده از اين ساز در موومان آخر سمفوني پنجم خود آن را رايج کرد و بسياري از آهنگسازان بعد از او به ترومبون نقشي در آثار خود دادند. ترومبون در موسيقي جاز هم بسيار بکار رفته است.

آکوردئون: يک نوع ساز بادي است که نوازنده آن را بين دو دستش مي‌گيرد. در وسط، مجاري هوايي قرار دارند که با جمع و باز شدنشان توسط نوازنده صدا توليد مي‌شود. در يک سمت کيبورد کوچکي تعبيه شده که کليدهاي آن وظيفه کنترل ورود هوا به مجاري را دارند و در سمت ديگر جعبه بيس قرار دارد، که معمولاً آن نيز دکمه‌هاي مخصوص خودش را دارد. اين ساز در اوايل قرن ۱۹ ميلادي در اروپا اختراع شد. اين ساز معمولاً در موسيقي محلي اروپا، آمريکاي شمالي، روسيه و آمريکاي جنوبي مورد استفاده قرار مي گيرد. قديمي ترين نام اين ساز به نام هارمونيکا يک اسم يوناني بوده به معني هارموني موسيقيايي به کار برده مي شده. امروزه اسم مدرن اين ساز آکارديون و بيشتر استفاده مي شود.

کلارينت: يکي از سازهاي بادي قميشي است. کلارينت انواع زيادي دارد که روي‌هم آنها را «خانواده کلارينت» مي‌خوانند. معمولاً منظور از کلارينت نوع سوپرانوي آن است. نوعي کلارينت که توانايي توليد فاصله‌هاي موسيقي شرقي را دارد به قره‌ني معروف است.

فاگوت: از سازهاي بادي چوبي است که دو قميش دارد. صداي اين ساز در ناحيه باس است. فاگوت را در کشورهاي انگليسي‌زبان باسون مي‌خوانند.

توبا: توبا از سازهاي بادي برنجي است. اين ساز نسبتاً جديد است و در قرن نوزدهم به مجموعه سازهاي ارکستر افزوده شده است. مهم‌ترين نقشي که به اين ساز در آثار موسيقي سمفونيک داده شده در سمفوني فانتاستيک اثر هکتور برليوز بوده است.

شيپور: شيپور يا بوق، ساده‌ترين ساز بادي برنجي است. در اين ساز وسيله‌اي براي تغيير ارتفاع وجود ندارد و نوازنده بايد با تغيير دادن حالت لب‌ها و دهان خود نت ها را عوض کند. شيپور بيشتر در عرصه نظامي براي اجراي علامت‌هاي صوتي مانند بيدارباش بکار مي‌رود. در ايران در بعضي از عزاداري‌هاي ماه محرم يا در تعزيه نيز بکار مي‌رود.

گيتار: يکي از سازهاي زهي است که با مضراب يا انگشت نواخته مي‌شود. گيتار نتيجه تحول لوت در اروپا است. لوت نيز خود تحول يافته عود و بربط است. در زمان حکومت اسلام در اروپا، اين ساز توسط زرياب دارابگردي و چند تن از شاگردانش به آندلس برده شد. در آن زمان به گيتار، کيتارا يا قيتارا مي گفتند و نام کنوني آن برگرفته از همين نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گيتار مويد اين است که گيتار سازي ايرانيست. گيتار معمولاً شش سيم دارد. به نوازنده گيتار گيتاريست مي‌گويند. نت هاي گيتار بترتيب از بالا به پايين: مي، لا، ر، سل، سي، مي کوک مي شوند.

گيتار برقي (گيتار الکتريک): نوعي گيتار است که صداي آن به وسيله تقويت کننده‌اي الکتريکي تشديد و يا تغيير مي‌يابد. معمولاً گيتارهاي الکتريکي شش سيم دارند. بعضي نيز داراي ۱۲ سيم مي باشند که هرجفت با يک نت کوک مي‌شود، منتهي با اکتاوهاي متفاوت، اين گيتارها اکثراً در موسيقي فولک کاربرد دارند. اين ساز را از نظر بدنه مي‌توان به دو دسته کلي تقسيم کرد: بدنه-توپر و بدنه-توخالي. گيتارهاي بدنه-توخالي مورد استفاده نوازندگان جاز قرار مي‌گيرد، در صورتي که بدنه-توپر عموماً در موسيقي راک کاربرد دارد. ارتعاشات وارده بر سيم‌هاي گيتار توسط قطعه‌اي به نام پيک‌آپ به سيگنال‌هاي الکتريکي تبديل مي‌شود. در واقع پيک‌آپ همانند يک ميکروفن عمل مي‌كند، با اين تفاوت که چون يک سيستم مغناطيسي است فقط ارتعاشات سيم فولادي گيتار را دريافت کرده و آن‌ها را به صورت سيگنال صوتي در مي‌آورد، سپس سيگنال‌ها از طريق يک سيم به آمپلي فاير (تقويت کننده) فرستاده مي‌شوند. و در آخر صداي تقويت شده توسط يک يا چند بلندگو پخش مي‌شود؛ در ابتدا گيتارهاي الکتريکي تنها يک پيک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو تا پنج پيک‌آپ نيز ساخته مي شوند.

ماندولين: ماندولين سازي است کوچک‌تر از گيتار و تا حدي گلابي شکل، داراي هشت سيم زوج دست باز است که رايج‌ترين کوک براي اين سيم‌هاي جفت فاصله پنجم است. اين ساز از خانواده لوت است و از حدود ۱۶۰۰ به ايتاليا برده شد. ماندولين با مضراب يا زخمه انگشتان نواخته مي‌شود. نه فقط قادر به اجراي نت هاي کوتاه جدا است، بلکه سيم‌هاي زوج آن امکان تعادل بسيار سريع بين دو نت هم فاصله را به وجود مي‌آورد به طوري که افه‌ي نسبتاً طويل با نوعي ترمولو منتج مي گردد. صفحه انگشت‌گذاري آن پرده‌بندي شده‌است.

ويولن: ويولون ساز زهي و آرشه‌اي است. اين ساز کوچک‌ترين عضو خانواده ويولن است. براي نواختن معمولاً روي شانه چپ قرار مي‌گيرد و با آرشه که در دست راست نوازنده ‌است، نواخته مي‌شود. سيم‌هاي ويولن از زيرترين تا بم‌ترين سيم به ترتيب زير کوک (ساز) مي‌شوند: مي‌سيم اول، لا سيم دوم، ر سيم سوم، سل سيم چهارم. بنابراين اصوات سيم‌هاي مجاور نسبت به‌يکديگر فاصله پنجم درست را تشکيل مي‌دهند. در اين وسعت صدا ويولن قادر است تمام فواصل کروماتيک غربي و فواصل کروماتيک مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را حاصل کند. جالب اين که در عربي ويولون را با نام فارسي "کمان" مي‌نامند. نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعي و چه در ارکستر مجلسي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را "شاه سازها" گفته‌اند. در يک پارتيتور موسيقي ارکستري، ويولن‌ها از تمام سازهاي ديگر کمتر سکوت دارند.

ويولا: ويولا (ويولن آلتو) سازي زهي و آرشه‌اي از خانواده ويولن است. ويولا صداي منطقه متوسط سازهاي اين خانواده را مي‌دهد: از ويولن بم‌تر و از ويولن‌سل زيرتر. از نظر شکل ظاهري مثل ويولن ولي کمي بزرگ‌تر است. چهار سيم ويولا مانند ويولن با فاصله پنجم درست با هم کوک مي‌شوند. زيرترين سيم نت لا با بسامد ۴۴۰ هرتز است که به فاصلهٔ ششم بزرگ بالاي نت دوي وسط پيانو است. سيم‌هاي بعدي به ترتيب ر، سل، و دو کوک مي‌شوند. نت‌هايي که آلتو اجرا مي‌کند در کليد دوي خط سوم نوشته مي‌شوند.

ويولن‌سل: سازي زهي و آرشه‌اي از خانواده ويولن است. صداي اين ساز در منطقه مياني سازهاي اين خانواده قراردارد. ويولن‌سل بسيار از ويولن و ويولا بزرگ‌تر است و آن را برروي پايه‌اي که به انتهاي آن نصب شده قرار مي‌دهند و مي‌نوازند. بکارگيري اين ساز در تک نوازي، در گروه موسيقي مجلسي و همچنين در بخش زهي هاي يک ارکستر متداول است. ويولنسل بسيار با موسيقي غربي آميخته شده است و آنرا سازي با نزديکترين صدا دهي به صداي انسان توصيف کرده اند. اين ساز عضو ثابت ارکستر استاندارد و بخش باس کوارتت زهي است و همچنين در بيشتر آنسامبل هاي ديگر نيز حضور دارد. کنسرتوها و سونات هاي فراوان براي ويولنسل نوشته شده است.

کنترباس: بزرگ‌ترين و بم‌ترين ساز زهي است که يا به وسيله آرشه و يا توسط دست نواخته مي‌شود. امروزه اين ساز در موسيقي کلاسيک غرب به عنوان يک ساز زهي استاندارد شناخته شده‌است و در ارکستر سمفوني‌هاي مدرن در کنار بقيه سازهاي زهي کوچک‌تر استفاده مي‌شود. علاوه بر اين، کنترباس در ديگر سبک‌هاي موسيقي مانند جاز، بلوز و راک اند رول کاربرد دارد. صدا و تن اين ساز از گيتار بيس پرده‌بندي شده متمايز است و بيشتر به ويولون سل شبيه است.

سيتار: از سازهاي زهي موسيقي هندي است. اين ساز هفت سيم اصلي و ۱۱ يا ۱3 سيم تشديد (يا سمپاتيک) دارد و با مضراب نواخته مي‌شود. دستان‌هاي روي دسته اين ساز فلزي و کماني شکل‌اند. سيتار انواع مختلف دارد و شکل کاسه و شمار سيم‌ها در انواع آن فرق مي‌کند. بطور کلي مي توان اين ساز را به سه گونه تقسيم کرد: نوع اول فقط داراي 7 سيم اصلي و بدون سيم تشديد کننده است. نوع دوم داراي 7 سيم اصلي و 11 يا 13 سيم تشديد کننده است. نوع سوم داراي مشخصات نوع دوم به اضافه يک کاسه اضافي در بالاي دسته ساز است که بيشتر نقش تزئيني دارد تا شدت دهنده صدا. نخستين فردي كه اين ساز را به ايران شناساند، عباس مهرپويا بود.

اُرگ: از سازهاي صفحه‌کليددار که نت‌هاي آن به وسيله هوا توليد مي‌شود. اين ساز از قديمي‌ترين سازها در فرهنگ اروپائي است و در اجراي موسيقي مذهبي و کليسائي از ديرباز بکار مي‌رفته‌است. در منابع عربي و فارسي قديم به اين ساز ارغنون مي‌گفتند. ارگ امروزي دو نوع اصلي دارد: ارگ بادي و ارگ برقي (الکترونيک). ارگ بادي از يک رديف لوله با اندازه‌هاي مختلف تشکيل شده‌است که صدا از نوسان هوا در اين لوله‌هاي صوتي توليد مي‌شود. در ارگ برقي مدارهاي الکترونيک نوسان مي‌سازند و بلندگويي صدا را بگوش مي‌رساند.

پيانو: يکي از سازهاي صفحه‌کليددار و مشهورترين آن‌ها است. نام کامل ساز پيانو، پيانو فورته است، که از دو قسمت پيانو به معني ملايم و فورته به معني قوي تشکيل شده‌است، و به خوبي منعکس کننده توانايي اين ساز در توليد صداهاي ملايم و قوي مي‌باشد. پيانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترين ساز نيز شناخته مي‌شود؛ علت نسبت دادن اين لقب‌ها به اين ساز آن است که پيانو قادر است محدودهٔ بسيار گسترده‌اي از اصوات را توليد کند در حالي که ساير سازهاي اصيل موسيقي تنها بخشي از اين محدودهٔ صدا را توليد مي‌کنند. پيانو در شکل فعلي‌اش بيش از هفت اکتاو دارد و قادر به توليد فرکانس‌هايي از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز مي‌باشد، در حالي که در مقام مقايسه ساز ويولن تنها قادر به توليد کمتر از چهار اکتاو و بهترين خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.  صداي پيانو در اثر برخورد چکش‌هايي با سيم‌هاي آن توليد مي‌شود. اين چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کليدها (کلاويه‌ها) به حرکت در مي‌آيند. سيم‌هاي پيانو به صفحه‌اي موسوم به صفحه صدا متصل شده‌اند که نقش تقويت‌کننده صداي آن‌ها را دارد.

پيانو الکترونيکي: پيانو الکترونيکي بر خلاف پيانو آکوستيک که انرژي مکانيکي را به انرژي صوتي تبديل مي کند،انرژي الکترونيکي را به انرژي صوتي تبديل مي کند.

کيبورد الکتريک: کيبورد يا کيبورد الکتريک نام سازي است که داراي چندين کليد باشد (هر کليد مخصوص يک نت)، و براي توليد صدا از الکترونيک استفاده کند. نوع حرفه‌اي اين ساز امکانات زيادي به همراه دارد: پيانو الکتريکي، ارگ الکترونيکي، سينتيسايزر، ملودي‌هاي ضبط شده ... . قابل استفاده براي همه نوع سبک موسيقي و در همه کشور‌هاي جهان. در نخسه‌هاي جديد اين دستگاه پيشرفته، ميتوان صداي زنده انواع ساز هارا ذخيره نمود و با بهترين کيفيت نواخت.

موسيقي کلاسيک: موسيقي کلاسيک به موسيقي هنري اروپا گفته ميشود. شروع اين موسيقي را از سده‌هاي ميانه در حدود سال 500 پس از ميلاد مي دانند.

موسيقي سده‌هاي ميانه: اين دوره با سقوط امپراتوري روم شروع و تا رنسانس در اروپا ادامه مي يابد. اين دوره دوره شروع و آغازين گام هاي موسيقي کلاسيک است.

موسيقي رنسانس: در اين دوره موسيقي‌دانان بيشتر از ادرکات حسي و تمايلات روحي خود در ساخت موسيقي و شکل دادن به سبک ها بهره مي‌‌بردند.

موسيقي دوره باروک: اين دوره از نظر زماني بين دوره رنسانس و دوره کلاسيک قرار دارد. اين دوره را در موسيقي، به سه دوره‌ي آغازين (1600-1640)، مياني (1640-1680) و پاياني (1680-1750) تقسيم مي‌کنند. با اين که امروزه آثار دوره‌ي پاياني باروک معروف‌ترين آثار اين سبک هستند، اما دوره‌ي آغازين، با موسيقي‌داناني چون مونته‌وردي يکي از انقلابي‌ترين دوره‌هاي تاريخ موسيقي است. در دوره‌ي آغازين، موسيقي بر اساس متن‌هايي بسيار پرشور و احساس نگاشته مي‌شد و تعجبي نيست که موسيقي‌دانان ايتاليايي آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دوره‌ي آغازين، آهنگ‌سازان بافت هوموفونيک را بر بافت پلي‌فونيک رنسانس ترجيح دادند؛ هر چند در دوره‌ي پاياني، بار ديگر موسيقي‌دانان به پلي‌فوني بازگشتند. آهنگ‌سازان دوره‌ي آغازين، ديسونانس‌ها را با آزادي بيش‌تري به کار گرفتند. بر تضادهاي صوتي نيز تأکيد مي‌شد؛ حال آن که در رنسانس، سازها ملودي آوازخوان را مضاعف مي‌کردند (مشابه آن چه در اغلب موارد در موسيقي سنتي ايراني شنيده مي‌شود)، اما در دوره‌ي آغازين باروک صداهاي آوازي با خط‌هايي کلوديک که ويژه‌ي ساز به نگارش درآمده بود، همراهي مي‌شد. در دوره‌ي مياني باروک، سبک موسيقايي نويي که از ايتاليا نشأت گرفته بود، در تمام کشورهاي اروپايي گسترش يافت. مدهاي قرون وسطايي يا کليسايي، اندک اندک جاي خود را به گام‌هاي ماژور و مينور سپردند. ديگر ويژه‌گي برجسته‌ي باروک مياني، اهميت بي‌سابقه‌ي مويسقي سازي بود که در اين ميان، سازهاي خانواده‌ي ويولن محبوب‌ترين ساز‌ها بودند. در دوره‌ي پاياني، بسياري از جنبه‌هاي هارموني پديد آمد. در اين دوره، موسيقي سازي اهميت‌اي هم‌پايه‌ي موسيقي سازي يافت. در اين دوره، بار ديگر موسيقي پلي‌فونيک اوج گرفت و آهنگ‌سازي مانند يوهان سباستيان باخ، به اوج استادي در اين امر رسيدند.

موسيقي دوره کلاسيک: دوره کلاسيک در موسيقي هنري اروپايي از حدود ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ در نظر گرفته مي‌شود. اين دوره از نظر زماني بين دوره باروک و دوره رومانتيک قرار دارد. برجسته‌ترين چهره‌هاي دوره کلاسيک، که گاه به «دوره کلاسيک وين» هم معروف است، هايدن، موتزارت و بتهوون هستند. براي اولين بار در موسيقي اين فکر ظهور کرد که موسيقي در حقيقت همانند ديگر هنرها مقصود و هدفي ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد، يعني موسيقي به خاطر خود هنر موسيقي. پس از دوره کلاسيک با هنر موسيقي بر پايه ايده "هنر به خاطر هنر" برخورده مي‌شد. چاپ و انتشار موسيقي به طور وسيعي افزايش يافت و مجله‌هايي درباره موسيقي نيز به چاپ رسيد، و نوازندگان آماتور توانستند موسيقي دلخواه خود را به راحتي خريداري کنند و انتقادات بر موسيقي را نيز در مجلات مختلف بخوانند که اين خود قدم‌هاي مهمي در راه همگاني‌ کردن موسيقي بود. موسيقي دوره کلاسيک با ساختاري روشن و معقول و فارغ از پيچيدگي‌ها و تزيينات فراوان شکل گرفت. اين نوع موسيقي برخلاف دوره باروک فاقد تزيينات و پيچيدگي‌هاي کنترپوانتيک که براي عموم شنوندگان قابل درک نيست، بود. مهم ترين ويژگي اوايل دوره کلاسيک، ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم‌هاي موسيقي و عوامل سبکي است. در موسيقي دوره کلاسيک ملودي به عنوان يک عامل اساسي و پايدار جلوه‌گر مي‌شود و تئوري ملوديک مهم ترين مسئله‌اي بود که موسيقيدانان به آن مي‌پرداختند. مشخص ترين تغييراتي که در سبک موسيقي اوايل اين دوره به وجود آمد، نوآوري و بدعت در ريتم و عوامل متريک موسيقي بود. يکي ديگر از مهم ترين تغييراتي که در اين دوره صورت گرفت، استفاده از موسيقي فولکوريک در آثار بود که خون تازه‌اي در کالبد موسيقي مغرب زمين به جريان انداخت.

سبک رمانتيک: این سبک سالهاي 1820 تا 1910 را شامل مي شود. دراين دوره، احساسات نقش بسزايي در موسيقي پيدا مي کند. موسيقي در اين دوره بصورت ابزاري در دست آهنگساز مطرح کردن احساسات شخصي اوست.

موسيقي اکسپرسيونيسم: حرکت اکسپرسيونيسم در هنر از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 ام ميلادي بدنبال محقق شدن ايده هاي امپرسيونيسم شروع شد و بر خلاف امپرسيونسيم که غرق در روياها و تفکرات غير واقعي بود سعي کرد که به واقعيات دروني هنرمند بپردازد، بخصوص قسمتهايي از درون انسان که افراد هموراه براي حفظ ظاهر و شخصيت، آنها را از ديگران و اجتماع پنهان ميکنند. موسيقيدانان اکسپرسيونيسم مانند نقاشان و نويسندگان اين سبک هنري براي بيان نازيبايي ها روشهاي خاص خود را دنبال کردند. تاکيد آنها بر عناصر غير موسيقي بود استفاده از اصوات، فاصله هاي ديسونانس، تاکيدهاي غير موزون روي ضربها که قدرت پيش بيني را از شنونده ميگيرد، تعويض سريع توناليته و مشخص نبودن توناليته اصلي موسيقي ... و بسياري روشهاي ديگر همه باعث اين ميشوند که موسيقي بوجود آمده دقيقاً حال و هواي تابلوهاي کشيده شده توسط نقاشان يا مطالب نوشته شده توسط نويسنده هاي اين سبک هنري را براي مخاطب القا کنند. اين ويژگي هاي نازيبا در موسيقي آنقدر پيش ميرود که آيوز موسيقيدان اين سبک در سنفوني چهارم خود با دو ارکستر بصورت همزمان دو قطعه در دو تناليته مختلف اجرا ميکند، بايد گفت که اينکار جسارت و جرات خاصي راطلبه مي کند، که حتماً او از آن بهره مي برده است.

موسيقي عصر نو: در دهه۱۹۷۰ نهضت جديدي در موسيقي وجود آمد که در سال ۱۹۸۶ از لحاظ تجاري به مقدار بحراني خود رسيده و موسيقي عصر جديد ناميده شد. در سال ۱۹۷۹ آهنگساز بريتانيايي، "برايان انو" آلبوم موزيک براي فرودگاه را منتشر کرد که يکي از اولين آلبوم‌هاي پيشگام در اين سبک است. موسيقي عصر جديد را مي‌توان نوعي موسيقي ملوديک و اساساً سازي در نظر گرفت. مطرح کردن آلبوم‌هاي موسيقي به عنوان موسيقي عصرجديد معمولاً موجب به وجود آمدن اختلاف‌نظرهايي در بين طرفداران و حتي هنرمندان مي‌شود. البته همگي بر اين نظر اعتقاد دارند که مرز دقيقي براي موسيقي عصرجديد وجود ندارد. موسيقي الکترونيک و زيرشاخه‌هاي آن و نيز موسيقي سازي بخش عمده‌اي از موسيقي عصرجديد را تشکيل مي‌دهند. برخي اين موسيقي را ناشي از جنبش عصر جديد مي‌دانند. اين جنبش اعتقاد به اين باور است که نژاد کليه انسان‌ها يکي است و اين خود انسان‌ها هستند که مي‌توانند با اختيار خود از ديگران بهتر يا بدتر باشند.

موسيقي پاپ: اين نوع موسيقي به‌عنوان يک سبک جزو سه سبک اصلي مي باشد که معمولاً در مقابل سبکهاي موسيقي کلاسيک و فولک (محلي) قرار مي گيرد. مشخصه اصلي اين سبک اين است که از دل مردم عامي برخواسته و امروزي مي باشد. پاپ در غرب از دهه ۵۰ ميلادي به معناي موسيقي عامه پسند، سبک هاي پيوسته در حال تغيير است که از موسيقي الکترونيکي تقويت شده تا راک اند رول را دربرمي‌گيرد. سبک هاي موسيقي پاپ تا اوايل سده بيستم ميلادي از اروپا به آمريکا مي‌رفت سپس، اشکال آمريکايي نظير رگ تايم و کمدي موسيقيايي شنوندگاني در انگلستان يافت. از آن به بعد موسيقي مردمي غربي بيشتر تحت سلطه آمريکا بوده‌است. شمار مخاطبين موسيقي مردمي در نيمه اول سده بيستم تا حدي سبب رشد فن آوري به شکل قابل توجهي شد. پاپ معمولاً به عنوان موسيقي‌اي تعريف مي‌شود که به شکل تجاري تهيه مي‌شود يا هدف توليد آن سود مالي است. بنا به تعريف سايمون فريت، منتقد موسيقي و جامعه‌شناس متخصص موسيقي مردم پسند، موسيقي پاپ به عنوان يک صنعت شناخته مي‌شود نه هنر. البته اين موسيقي را مي‌توان در حيطه بازار، ايدئولوژي، توليد و زيبايي‌شناسي هم معنا کرد. درواقع، پاپ طوري طراحي شده که براي همه جالب باشد و هيچ سليقه خاصي را اعمال نکند. 

موسيقي بلوز: گونه اي موسيقي سازي و آوازي است که ريشه در آوازهاي مذهبي و آوازهاي کار و فريادها و همخواني‌هاي سياهان آمريکا دارد و اصل آن به فرهنگ و موسيقي غرب آفريقا مي‌‌رسد. علت اينکه اين سبک به بلوز معروف شد اين بود که پيشگامان اين سبک ( برده هاي سياه) با غم اين موسيقي را اجرا مي کردند و Blue در زبان انگليسي به معناي غم نيز مي باشد. شهر ممفيس زادگاه موسيقي سبک بلوز است.

موسيقي راک: گونه‌اي موسيقي عامه‌پسند که در دهه‌هاي ۵۰ و ۶۰ ميلادي در امريکا با نام راک اند رول شکل گرفت و از نظر تأثيرات اجتماعي و گستردگي شنوندگانش در بين انواع موسيقي بي‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگليسي به معناي جنباندن و تکان خوردن مي‌آيد. از اواخر دهه ۱۹۶۰ ميلادي نام راک اند رول صرفاً به موسيقي دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولي نام راک همچنان به‌عنوان نام فراگير اين گونه (که شامل راک اند رول هم مي‌شود) به‌کار مي‌رود. اين موسيقي در بلوز ريشه دارد.

موسيقي متال: يکي از زيرشاخه‌هاي اصلي راک، سبک متال است که امروزه خود به عنوان يک شاخه اصلي شناخته مي‌شود. از موسيقي متال که به علت خشن‌بودن آواها به اين نام خوانده مي‌شود، به خودي خود زير شاخه‌هاي متعددي منشعب شده‌است. دهه هشتاد ميلادي دوران شکل‌گيري کامل‌تر و تعالي اين سبک به حساب مي‌آيد. يکي از گروههاي شاخص دهه هشتاد گروه امريکايي متاليکا با سبک هوي متال را مي‌توان نام برد. موسيقي متال مي‌خواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقيم بيان کند. اولين گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگي جان آزي آز بورن مي‌باشد. موسيقي هوي متال از تکنيکي ترين، في ترين و فلسفي ترين موسيقي‌هاي جهان است. مفهوم شعرهاي هوي متال همان طور که قابل لمس هست اعتراض آميز هم هست.

موسيقي جاز: جاز در فرهنگ و موسيقي غرب آفريقا و نيز در سنت‌هاي موسيقائي سياهان آمريکا مانند بلوز و رگتايم و دسته‌هاي موسيقي نظامي اروپايي ريشه دارد. در آغاز سده بيستم اين گونه موسيقي در ميان سياهان امريکا رواج يافت و در دهه 1920 در بسيار از کشورها رايج گرديد. از آن زمان به بعد جاز تأثير زيادي در عرصه موسيقي داشته و هنوز در تحول و تغيير است. جاز ابداع سياه‌هاست. جاز بازگوکننده خيلي چيزهاي عميق روحي است. که از مشخصات آن نت‌هاي آبي، مکث و ضدضرب، ضرب‌هاي تاب‌دار و خرامان (سوينگ)، پرسش‌وپاسخ‌خواني، چندضربي بودن و بداهه‌نوازي است. و آن‌را نخستين گونه هنري پديد آمده در ايالات متحده امريکا مي‌دانند.

موسيقي رپ:  اين سبک که در دهه ۱۹۶۰ توسط سياهپوستان آمريکايي در برانکس (واقع در نيويورک) به وجود آمد نوعي سلاح مبارزه جوانان سياه با تبعيض‌هاي نژادي رايج در آن زمان بود و به همين دليل بود که به خاطر بيان مشکلات زندگي در گِتو‌ها (جايي براي زندگي مردمي که جزو اقليت يک شهر به حساب مي‌آيند) به موسيقي گتو نيز شهرت دارد. گرچه همواره سياهپوستان را صاحبان موسيقي رپ مي‌دانند، اما نمي‌توان از نقش آمريکايي‌هاي لاتيني تبار در زنده نگه داشتن اين سبک چشم پوشي کرد، در ثاني رپ در دنياي امروز از چار چوبي که آنرا منحصراً مربوط به سياهپوستان مي‌ساخت خارج شده و به يک شيوه اعتراض براي جوانان جهان تبديل شده؛ در واقع هر جا که جوان‌ها هستند و هر کجا که نارضايتي وجود دارد، رپ هم به عنوان يک شيوه اعتراض که در قالب موسيقي و در دل کلماتي که به سرعت و پشت سر هم پياده مي‌شوند نهفته‌است، در آنجا حضور دارد.

موسيقي هيپ‌هاپ: موسيقي هيپ هاپ که به آن رپ يا موسيقي رپ نيز گفته مي‌شود، يکي از سبک‌هاي موسيقي عامه پسند است که تقريباً اواسط دهه ۷۰ پا به عرصه گذاشت اما در اوخر دهه ۸۰ تبديل به بخش چشمگيري از فرهنگ پاپ روزگار خود شد. موسيقي هيپ هاپ از دو بخش اصلي تشکيل شده‌است: رپ (MC) و DJ (ترکيب صدا و اسکرچ). اين موارد به همراه رقص بيريک و ديوار نوشته چهار بخش هيپ هاپ، يک نهضت فرهنگي که توسط جوانان شهري به خصوص توسط سياهان آمريکا در اوايل دهه ۱۹۷۰ در شهر نيويورک، ايجاد شد را تشکيل مي‌دهد. در سال ۲۰۰۶، موسيقي رپ پس از موسيقي کلاسيک دومين موسيقي محبوب در ايالات متحده آمريکا بود. موسيقي هيپ هاپ، عموماً از يک يا چند خواننده رپ که داستان‌هاي شبه خود زندگي نامه تعريف مي‌کنند، تشکيل شده ‌است، اين داستان‌ها اغلب مربوط به يک همتاي خيالي و به صورت اشعار بسيار ريتميک پر از تکنيک‌هايي همچون همگوني مصوت‌ها، تجانس آوايي و قافيه است.

Image result for ‫انواع ساز های موسیقی پاپ‬‎

کوارتز بنفش (امتیست)

Related image

نقاشی روی سنگ

Related image

سنگ اورپیمنت  (زرنیخ)

Image result for ‫سنگ زیبا‬‎

نقاشی روی سنگ

 

 

 

 

Image result for ‫سنگ زیبا‬‎

کریستالی زیبا

Image result for ‫سنگ زیبا‬‎

نارسایی دریچه میترال

نارسایی دریچه میترال (به انگلیسی: Mitral regurgitation) یا پس زدن خون از دریچهٔ میترال در بزرگسالان به دو دلیل ایجاد می‌گردد. یکی از این دلایل عوارض تب رماتیسمی است. علت دیگر در برخی بیماران٬ پاره شدن طناب‌های عضلانی که به دریچه‌های متصل است (یکی از عوارض حمله ایسکمیک قلبی)، ایجاد می‌شود. علائم آن تپش قلب و نارسائی قلب است.

دریچه میترال (mitral) دریچه‌ای است که بین دهلیز چپ و بطن چپ قلب قرار گرفته‌است و شامل دو لت (دو تکه) است. به‌طور طبیعی دهانه‌های این دریچه هنگام دیاستول باز است و خون از دهلیز چپ وارد بطن چپ می‌شود. طی انقباض بطن چپ (سیستول) دریچه میترال بسته نگه داشته می‌شود.

شرح بیماری

در نارسایی دریچه میترال، دریچه نمی‌تواند بخوبی بسته شود و در نتیجه خون دوباره به دهلیز برگشت می‌کند. این وضعیت باعث می‌شود که فشار در وریدهای ریوی که به دهلیز چپ می‌ریزند بالا برود که موجب احتقان ریوی و تنگی نفس می‌شود. همچنین بخاطر برگشت قسمتی از خون پمپ شده توسط بطن چپ به دهلیز چپ، سمت چپ قلب مجبور است که حجم بیشتری خون پمپ کند تا گردش خون بدن را تأمین کند و در نهایت هم بعلت فعالیت زیاد، نارسایی قلبی مزمن و تپش قلب و تنگی نفس پدید می‌آید. با بزرگ شدن دهلیز چپ، احتمال آریتمی‌های قلبی مثل AF نیز وجود دارد. گاهی بوی‍‍‍ژه در موارد درگیری روماتیسمی دریچه‌های قلب، نارسایی میترال می‌تواند همراه با تنگی میترال هم‌زمان دیده شود

درمان

بیشتر افرادی که نارسایی خفیف دریچه میترال دارند به ویژه آن‌ها که هیچ علامتی ندارند به درمان نیاز ندارند و دارای یک زندگی طبیعی، فعال و بدون مشکل هستند. عمدتاً پزشکان توصیه نمی‌کنند که شیوه زندگی خود را تغییر دهند یا محدودیتی در انجام فعالیت‌های بدنی و رژیم غذایی خود قائل شوند[۱]

جراحی

در بیمارانی که با درمان طبی بهبود نیابند بازکردن دریچه به طریق جراحی یا تعویض آن با یک دریچهٔ مصنوعی ضروری است. برای تعویض دریچه هم از دریچه مصنوعی (سنتتیک) و هم از دریچه طبیعی استفاده می‌شود.

در صورت علامت‌دار بودن بیمار یا وجود شواهدی دال بر اختلال عملکرد شدید بطن چپ (کسر تخلیه‌ای بطن چپ زیر ۶۰% یا قطر پایان سیستولی بطن چپ بیش از ۷۵mm در اکو، درمان جراحی (به‌صورت ترمیم دریچه یا تعویض آن) لازم است. برای تعویض دریچه هم از دریچه مصنوعی (فلزی) و هم از دریچه طبیعی (خوکی یا گاوی) استفاده می‌شود. جراحی باید پیش از پیشرفت به سمت نارسائی قلبی مزمن و شدید صورت گیرد در غیر اینصورت مفید و بهبود دهنده نخواهد بود

تفاوت  کروماتین وکروموزوم  با ژن چیست؟  

کروماتین:DNAمتصل شده به پروتئین های هیستونی است. این ساختار حالت عادیDNA در سلول است. این حالت از ماده ژنتیک فرم دارای عمل آن بوده و پروتئین سازی در سلول را رهبری می کند.

 کروموزوم: نزدیک تقسیم سلولی کروماتین ها فشرده تر شده و با پروتئین های جدیدی وارد واکنش می شوند. تا بر اثر این فشرده تر شدن طول کمتری بدست آورند تا بتوانند تقسیم شوند. واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیلهوالدیربکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود.

 کروماتید: کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند. دو رشته کروماتبد در واقع حاصل همانند سازیDNAهستند

ژن‌ها (Gene) واحد وراثت هستند. آرایش ژنتیکی یک موجود زنده (ترکیب ژن‌های آن)، تعیین کننده مشخصات آن، مانند رنگ چشم‌های یک جانور یا بوی گل یک گیاه است. Gene

بیشتر ژن‌ها اطلاعات مربوط به ساخت پروتئین‌ها را در بر دارند و معمولاً در توالی‌های مولکول دی‌ان‌ای ذخیره می‌شوند.

ژن‌های برخی ویروس‌ها بصورت آران‌ای (RNA) ذخیره می‌شود. برای اینکه یک ژن بتواند اثر خود را نمایان سازد باید ابتدا به پروتئین ترجمه شود.

ترجمه ژن‌ها با واسطه ماکرومولکول‌های دیگری بنام آران‌ای انجام می‌شود.

در اثر فعال شدن ژن‌ها در سلول‌ها پروتئین‌های مختلفی ساخته می‌شوند که در سلول‌های گوناگون عمل می‌کنند.

تقدیم به خوانندگان این مطالب

Related image

یزرگترین عقیق رنگین جهان

Related image

فرق كما ، شوك ، بیهوشی ، اغماء و غش چیه ؟

سلام :                                          

اغما و کوما یک چیز هستند. در واقع یه نوع اختلال هوشیاریه که معمولا به دلیل یه عارضه عضوی در مغز بوجود می اید. در این اختلال بیمار هیچگونه اگاهی نسبت به اطراف خودندارد و معمولا در بیشتر موارد غیر قابل برگشت است.
بیهوشی هم یه نوع اختلال هوشیاری است که به بیمار القا میشود. در اصطلاح پزشکی بیهوشی یه فرایند ارادی است و بیمار بعد از طی شدن دوره ای بهوش می اید. در عموم به فرد وارد شده به مرحله اغما بیهوش هم گفته میشود.
شوک یه نوع اختلال خونرسانی است. مغز برای انجام عملکرد خود به مقدار کافی خون نیاز دارد. اگر این مقدار ناکافی باشد، عملکرد مغز مختل شده اختلال هوشیاری پیش می اید. برای بهبود این اختلال باید فشار خون را اصلاح کرد. این عارضه ممکن است برگشت پذیر نباشد.
غش هم یه نوع اختلال هوشیاری است. موقت و وابسته به اعصاب. در این حالت بیمار ممکن است کاملا بیهوش نشود. بلکه فقط یه افتادن باشد و بیمار تمام مراحل را با هوشیاری به ذهنش سپرده باشد.

بطورکلی : مهمترین تفاوتشون درجه ی بیهوشیه مثلا اونایی که تو حوادثی تو کما میرن درصد زنده موندنشون کمه ولی بیهوشی صد در صد زنده میمونه..شوک هم که در پی صدمات فیزیکی نمیاد و مستقیما از طرف خود فرد و ناشی از فشار روحی.

کوله‌سیستوکینین و سکرتین چیست؟

کوله‌سیستوکینین (به انگلیسی: Cholecystokinin) یک هورمون پپتیدی معدی-روده‌ای است که در دستگاه گوارش تولید و آزاد می‌شود و به هضم پروتئین و چربی کمک میکند.

تأثیرات گوارشی

هورمون کوله‌سیستوکینین پس از ترشح کیموس معدی به دوازدهه از سلول‌های انترو اندوکرین اپیتلیوم دوازدهه ترشح می‌شود. اسید درون دوازدهه باعث ترشح سکرتین، و مواد حاصل از هضم چربی و پروتئین باعث آزادشدن کوله‌سیستوکینین می‌شوند. ترشحات پانکراس توسط سیستم خودمختار پاراسمپاتیک (شاخه‌ای ازعصب واگ) که به سلول‌های ترشحی ختم می‌گردند و همچنین هورمون سکرتین و هورمون کوله‌سیستوکینین کنترل می‌گردد . CCK موجب ترشح آنزیمهای لوزالمعده به داخل روده می‌شود.

کوله‌سیستوکینین همچنین موجب آزاد شدن انسولین از سلول‌های پانکراس می‌شود.

سکرتین (به انگلیسی: Secrretin) یک هورمون معدی-روده‌ای است که در دستگاه گوارش تولید و آزاد می‌شود و به هضم پروتئین و چربی کمک می‌کند. سکرتین از سلول‌های S در کریپت‌های دوازدهه ترشح می‌شود و بر ترشحات معده و لوزالمعده مؤثر است.

ساختار

سکرتین ابتدا به صورت پروتئین ۱۲۰ اسیدآمینه‌ای به نام پروسکرتین ساخته می‌شود سپس تجزیه می‌شود و بخش N ترمینال آن سکرتین می‌باشد. (می‌دانیم که هر پروتئینی دو انتهای نیتروژنی N و کربنی C دارد) مولکول سکرتین شبیه گلوکاگون است.

تأثیرات گوارشی

محتوای اسیدی معده بطور منقطع از دهانه پیلور در دوازدهه می‌ریزد و موجب تحریک دیواره آن می‌شود. این تحریک به ترشح هورمون سکرتین منجر می‌شود که از راه خون به کبد، لوزالمعده (پانکراس) و روده باریک رسیده و ترشحات آن‌ها را باعث می‌شوند. ترشحات پانکراس توسط سیستم خودمختار پاراسمپاتیک (شاخه‌ای از عصب واگ) که به سلول‌های ترشحی ختم می‌گردند و همچنین هورمون سکرتین و هورمون کوله‌سیستوکینین کنترل می‌گردد و کاهش می‌یابد.

ورود اسید معده به دوازدهه باعث ترشح سکرتین و مواد حاصل از هضم چربی و پروتئین باعث آزادشدن کوله‌سیستوکینین می‌شوند. در لوزالمعده سلول‌های مجرائی مرکز آسینی و بینابینی تحت اثر تحریکی سکرتین، آب و الکترولیت ترشح می‌کنند. کاتیون‌های سدیم و پتاسیم با غلظتی معادل پلاسما در شیرهٔ پانکراس ترشح می‌شوند. غلظت آنیون‌های بیکربنات و کلرید برحسب سرعت ترشح تغییر می‌کند و با افزایش سرعت ترشح، غلظت بیکربنات افزایش و غلظت کلرید کاهش پیدا می‌کند در نتیجه مجموعهٔ این دو در طیف ترشحی ثابت باقی می‌ماند. سکرتین اثر مهاری روی حرکات قسمت اعظم لوله گوارش دارد و موجب افزایش ترشحات صفراوی و اسید معده می‌شود.

 

گلی عجیب

Image result for ‫گل های عجیب‬‎

رونویسی در یوکاریوت ها

مقدمه

از اولین سوالهایی که درباره رونویسی مطرح شد این بود که RNA از روی یکی از رشته‌های DNA ساخته می‌شود یا از هر دو. از آغاز پژوهشگران متوجه بودند که اگر RNA از روی هر دو رشته DNA ساخته می‌شد. RNA‌های حاصل یکسان نبودند بلکه مکمل یکدیگر می‌بودند و احتمالا توالی‌های متفاوتی از اسیدهای آمینه را رمز می‌کردند، اما بررسی‌های ژنتیک و زیست شیمیایی تا آن زمان آنان را به فرضیه یک ژن - یک پلی‌پپتید ساخته می‌شود.

تصویر




پژوهشگران در این بررسی مجددا به سیستم‌های ویروسی رو آوردند و باکتریهایی را با ویروس آلوده کردند ودر محیط حاوی یوراسیل رادیواکتیو کشت دادند و سپس RNA ی ویروسی را از این سلولها جدا کردند. RNA نشاندار شده را در مجاورت ژنوم واسرشت شده ویروسی یعنی دو رشته جدا شده DNA قرار دادند. معلوم شد که این RNA فقط با یکی از دو رشته DNA پیوندهای هیدروژنی تشکیل می‌دهد. یعنی دو رگه می‌شود این می‌رساند که توالی نوکلئوتیدهای RNA ، مکمل توالی نوکلئوتید‌ها در تنها یکی از رشته‌های DNA بوده است.

رونویسی در سیستم‌های یوکاریوتی

بطور کلی دستگاه رونویسی یوکاریوتی پیچیده‌تر از دستگاه پروکاریوتی است سلولهای یوکاریوتی برخلاف سلولهای پروکاریوتی که تنها یک نوع آنزیم RNA پلیمراز دارند دارای سه نوع آنزیم‌اند که RNA پلیمراز I ، پلیمراز II و RNA پلیمراز III نامیده می‌شوند. هر یک از این آنزیمها قدری بزرگتر از آنزیم پروکاریوتی و از بیش از ده زیر واحد تشکیل شده شباهت توالی نوکلئوتیدها در ژنهای رمزگردان برخی از زیرواحدها نشان می‌دهد که این زیرواحدها با یکدیگر و حتی با زیرواحدهای آنزیم پروکاریوتی ریشه تکاملی مشترکی دارند.

RNA پلیمرازهای یوکاریوتی

RNA پلیمراز I فقط ژنهای RNA ریبوزومی (rRNA) را رونویسی می‌کند. RNA پلیمراز II پیش‌سازهای RNA های پیک که رمزگردان پروتئین‌ها هستند و نیز برخی RNA‌های کوچک را رونویسی می‌کند نکته مهم در فعالیت آنزیم‌های یوکاریوتی این است که بر خلاف آنزیم پروکاریوتی هیچ یک نمی‌تواند مستقیما راه‌انداز خود راشناسایی و RNA سازی را شروع کند. هر یک از پلیمرازها برای اتصال به راه‌‌انداز به پروتئین‌های ویژه‌ای که جمعا عوامل عمومی رونویسی نامیده می‌شوند، احتیاج دارند.

راه‌‌اندازها

یک تعریف برای راه‌‌انداز این است که راه‌‌انداز قسمتی از ژن است که امکان شروع ساختن RNA مربوط به آن ژن یا رونوشت آن ژن را در جایگاه صحیح فراهم می‌سازد.


تصویر

 

راه‌انداز‌های یوکاریوتی

راه‌انداز‌های سه آنزیم RNA پلیمراز با یکدیگر متفاوت‌اند. RNA پلیمراز I فقط راه‌انداز ژن رمز‌گردان rRNA را شناسایی می‌کند. راه‌انداز ژنهایی که با RNA پلیمراز II رونویسی می‌شوند، بسیار متفاوت‌اند. توالی مملو از A/T معروف به جعبه TATA (تاتا) خوانده می‌شود، فرادست بسیاری از ژنهای این دسته قرار دارد. توالی مورد توافق جعبه TATA شبیه به جعبه 10- ژنهای پروکاریوتی است. مشخصترین ویژگی راه اندازهای RNA پلیمراز III این است که موقعیت بسیاری از اینها درون ژنی است. یعنی فرودست نقطه آغاز رونویسی است.

پایان رونویسی در سیستم‌های یوکاریوتی

در سیستم‌های یوکاریوتی چگونگی پایان رونویسی به خوبی شناخته نشده است به نظر می‌رسد که مانند سیستم‌های پروکاریوتی به وجود ساختاری ویژه یا ردیف U هر دو در انتهای RNA برای پایان رونویسی لازم باشد. علاوه بر این پس از پایان رونویسی با RNA پلیمراز RNA و I پلیمراز II ممکن است در اثر برش ، بیش از هزار نوکلئوتید از انتهای 3رونوشت اولیه برداشته شود. رونوشت اولیه که RNA اولیه خوانده می‌شود. محصول مستقیم رونویسی است. بنابراین جایگاه پایان رونویسی این آنزیمها می‌تواند بیش از هزار نوکلئوتید فرودست جایگاه رمز‌گردان انتهایRNA 3‌های بالغ باشد.

جالب است که توالی شامل 100 تا 200 ریبونوکلئوتید آدنین دار (ra) در انتهای RNA 3‌های محصول RNA پلیمراز II یافت می‌شود این توالی که دم پلی A نامیده شده است از روی الگو در DNA ساخته نمی‌شود. آنزیم پلی A پلیمراز بدون استفاده از الگو ، نوکلئوتیدهای این توالی را به انتهای 3 که از برش رونوشت‌های اولیه حاصل شده است می‌افزاید.

سدکارون

Related image

Related imageImage result for ‫بارم بندی زمین شناسی یازدهم تجربی‬‎

نمک در پیشرفت ام اس موثر است؟

مطالعات جدید محققان نشان می‌دهد مصرف نمک یکی از عوامل موثر در پیشرفت بیماری ام اس است.

نمک در پیشرفت ام اس موثر است؟مطالعات جدید محققان دانشکده پزشکی ییل آمریکا نشان می‌دهد مصرف نمک یکی از عوامل موثر در پیشرفت بیماری ام اس است. این مطالعه برای اولین بار نشان می‌دهد که نمک می‌تواند اختلالات خود ایمنی را تحریک کند.
مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری خود ایمنی است که در آن سیستم ایمنی پاسخ غیر متعارفی به سیستم عصبی مرکزی (CNS) می‌دهد. سیستم عصبی مرکزی شامل مغز، نخاع و اعصاب بینایی است.
در بیماری ام اس، سیستم ایمنی به میلین حمله می‌کند. میلین به غلاف چربی اطراف سلول‌های عصبی گفته می‌شود. میلین آسیب دیده سبب بوجود آمدن تصلب بافت (sclerosis) می‌شود که نام بیماری نیز از همین واژه گرفته شده است. زمانی که پوشش میلین یا بافت‌های عصبی آسیب می‌بینند، ارسال پیام‌های عصبی مختل می‌شود که عوارض مختلفی دارد.
این مطالعه نشان می‌دهد محیط حاوی نمک منجر به فعالسازی مسیر سیگنالینگ beta-catenin/Wnt می‌شود که علاوه بر توسعه بیماری ام اس، سلول‌های T. در سیستم ایمنی را مختل می‌کند و در رشد تومور‌های سرطانی نقش دارد.
این اولین بار است که نقش مصرف نمک در بیماری‌های خودایمنی نشان داده می‌شود و محققان مصرف روزانه حداکثر دو هزار و ۳۰۰ میلی گرم نمک را مجاز می‌دانند. این مطالعه نیازمند تحقیق و بررسی بیشتر است.
ام اس پیشرونده مقدماتی، نوع عودکننده – فروکش کننده، ام اس پیشرونده ثانویه و نوع پیشرونده عودکننده اشکال مختلف این بیماری هستند و در حال حاضر حدود ۲.۵ میلیون نفر در سراسر جهان به ام اس مبتلا هستند.

۷ 1خوراکی سرشار از امگا ۳ برای بهبود سلامتی

آمینو اسید چیست: ۲۰ رایج‌ترین آمینو اسید (اسید آمینه) موجود در پروتئین ها

20  مورد از رایج‌ترین آمینو اسید های موجود در پروتئین‌ها،

۱. باردار (زنجیرهای جانبی غالبا پل‌های نمکی ایجاد می‌کنند):

الف. آرژینین – Arg – R 
ب. لیزین – Lys – K
پ. اسید آسپارتیک – Asp – D
ت. اسید گلوتامیک – Glu – E

۲. قطبی (معمولا در پیوندهای هیدروژنی، به صورت دهنده یا گیرنده‌ی پروتون شرکت می‌کنند):

الف. گلوتامین – Gln – Q
ب. آسپاراژین – Asn – N
پ. هیستیدین – His – H
ت. سرین – Ser – S
ث. ترئونین – Thr – T
ج. تیروزین – Tyr – Y
چ. سیستئین – Cys – C
ح. تریپتوفان – Trp – W

آب گریز (به طور معمول درون هسته‌ی پروتئین پنهان است):

الف. آلانین – Ala – A
ب. ایزولوسین – Ile – I
پ. لوسین – Leu – L
ت. متیونین – Met – M
ث. فنیل‌آلانین – Phe – F
ج. والین – Val – V
چ. پرولین – Pro – P
ح. گلیسین – Gly – G