گل میخک
وزن پانكراس كمتر از 100 گرم است. ولي روزانه با ترشح يك ليتر مايع به اندازه ده برابر توده خود، شيره پانكراسي ترشح مي كند. پانكراس غده اي غيرعادي و با ترشحات درون ريز و برون ريز است. ترشحات برون ريز آن شامل اجزاء آبكي آنزيمي است. اجزای آبكي آن غني از بيكربنات (يك ماده قليايي) است و به خنثي كردن محتويات دوازدهه كمك مي كند. اجزای آنزيمي آن شامل آنزيم هايي جهت هضم كربوهيدارت ها، پروتئين ها و چربي ها است. هم پيام هاي عصبي و هم پيام هاي هورموني ترشحات پانكراس را كنترل مي كنند.
آنزيم ها به وسيله سلول هاي برون ريز ذخيره و ترشح مي شوند. هورمون ها در دستجاتي از سلول ها به نام جزاير لانگرهانس ساخته مي شوند. ساختمان بخش برون ريز پانكراس شبيه به غده بناگوشي (پاروتيد) كه يكي از غدد بزاقي است، است.
قسمت عمده آنزيم هاي پانكراس به صورت پيش آنزيم در سلول هاي مخصوصي ذخيره شده و بعد از ترشح، در مجراي روده باريك فعال مي شوند. اين امر در حفاظت از پانكراس بسيار اهميت دارد. در التهاب حاد پانكراس ممكن است اين پيش آنزيم ها در خود پانكراس (به جاي روده كوچك) فعال شوند و كل پانكراس را هضم كنند كه به عوارض بسيار وخيم منجر مي شود.
ترشح پانكراس به وسيله دو هورمون كه از دوازدهه ترشح مي شوند، كنترل مي شود. نام اين دو هورمون "سكرتين" و "كوله سيستوكينن" است.
سكرتين سبب تحريك ترشح مايعي مي شود كه فعاليت آنزيمي كمي دارد ولي پر از ماده اي قليايي (بازي) به نام بيكربنات است و سبب خنثي كردن كيموس (غذاي نيمه هضم شده) اسيدي مي شود تا آنزيم هاي پانكراس بتوانند در محيط خنثي عمل كنند.
هورمون كوله سيستوكينين، سبب ترشح مايع كمتري مي شود كه پر از آنزيم است و در برون ريزي مواد ترشحي سلول هاي پانكراس نقش دارد.
به طور كلي عمل هماهنگ اين دو هورمون سبب ترشح زياد شيره پانكراس مي شود و اين شيره غني از آنزيم است. تحريك "عصب واگ" نيز (كه جزو اعصاب پاراسمپاتيك است) باعث ترشح پانكراس مي شود. در حالت سوء تغذيه شديد، برخي سلول هاي ترشحي پانكراس آسيب مي بينند و بيشتر شبكه "اندوپلاسميك" خشن خود را از دست مي دهند. توليد آنزيم هاي گوارشي نيز متوقف مي شود.
واژه لیمبیک به معنی مرز و حاشیه است. در ابتدا برای توصیف تشکیلات حاشیه ای در اطراف نواحی نیمکره ای مغزی به کار می رفت. اما امروزه به تمام مدار های نورونی که رفتار هیجانی و احساسی و اعمال هدف دار را کنترل می کنند، اطلاق می گردد. اما این سیستم به طور عمده با هیپوتالاموس و با ساختار های وابسته به آن کار خود را انجام می دهد.
دستگاه کنارهای سیستم لیمیبیک یا سامانهٔ عصبی احساسی، مجموعهٔ پیچیدهای از سازههای عصبی است که زیر مخ و در دو طرف نهنج (تالاموس) یافت میشود. گفته میشود. این دستگاهعامل زندگی احساسی ما و فعالیتهای مغزی، مانند یادگیری وشکلگرفتن خاطرهها میباشد. دستگاه کنارهای چرایی لذت بخش بودن برخی چیزها، مانند غذا خوردن، و علت برخی بیماریها در اثر فشار روانی، همچون فشار خون بالا را توجیه میکند. این دستگاه از دو سازهٔ اصلی و چند سازهٔ کوچکتر به شرح زیر پایهریزی میشود:
اسبک مغز (هیپوکمپوس)
بادامه مغز (آمیگدلا)
نهنج (تالاموس)
زیرنهنج (هیپوتالاموس(
فورمیکس و پاراهیپوکمپوس :این سازههای کوچک مسیرهای ارتباطی مهمی برای دستگاه کنارهای میباشند.
شیارهای کمربندی مغز
بیماریهای دستگاه کنارهای
بیماریهای شناخته شده زیادی وجود دارند که در اثر نارسایی دستگاه کنارهای ایجاد میشوند. نمونههایی چند عبارت اند از:
جنون
مالیخولیا
افسردگی
…………………………………………………………………………………………………….
دستگاه لیمبیک مرکز عاطفه است که در مغز ما جای دارد. این سازمان مغزی دستگاه بسیار مهمی است که برخی از حیوانات از حیث حجم نسبت به ما برتری جسته اند. مثلا عاطفه سگ ما را به حیرت می اندازد بسیار دیده شده است که وقتی صاحب سگی از دنیا می رود سگ از شدت محبت و عاطفه از خوردن و نوشیدن خودداری می کند تا می میرد . این خودگشی سگ در واقع مبنای عاطفی دارد که دلیل آن را باید در حجم بزرگ دستگاه لیمبیک او جستجو کرد . عاطفه سگ بیش از انسان است. او بیش از آن انسان را دوست دارد که انسان او را .
در واقع نقل شده است که هنگام وفات مولانا جلال الدین رومی گربه ای که در خانه او بود چنان از خوردن و نوشیدن امتناع می کرد که به فاصله کمی از مولانا جان خود را از دست داد. این عاطفه حیوان است
که او را به مرگ می کشاند.
دستگاه لیمبیک علاوه بر عاطفه ،خواب ،بیداری، رابطه جنسی، اشتها و غیره را در موجود زنده کنترل می کند. خنده و گریه ما انسان ها که صفت ویژه ما در میان سایر موجودات زنده است نیز در حیطه مسئولیت این دستگاه است. احساس شادی که مبنای خنده است ، تغییر شکل چهره و خارج شدن صدا ، همه و همه تحت تاثیر این دستورات این دستگاه است. گریه نیز به تمامی از سوی این دستگاه مهم و حیاتی کنترل و مراقبت می شوند.

سیستم متریک در کشور ما، کیلوگرم، گرم و اجزای آن است. هر گرم 1000 میلی گرم و هر میلیگرم یک سوت است. هر گرم 1000 سوت است.
مثقال؛
هر مثقال برابر با 4 گرم و 608 سوت است یعنی (608/4) گرم.
نخود، لپه، گندم؛
واحد وزنی سنتی که در بعضی از نقاط کشور مورد استفاده قرار میگیرد نخود، لپه و گندم است که هر نخود برابر با 192 سوت است.
هر نخود برابر با 2 لپه است.
هر لپه برابر با دو گندم است.
قیراط؛
برای توزین سنگهای قیمتی از واحد وزنی قیراط استفاده مینمایند.
هر قیراط برابر با 200 سوت است.
هر 5 قیراط برابر با 1 گرم است.
مثقال شرعی؛
هر مثقال شرعی برابر با 18 نخود است در حالیکه هر مثقال معمولی برابر با 24 نخود است.
تروی (troy)؛
واحد توزین فلزات گرانبها در کشورهای اروپایی و آمریکایی تروی (troy) میباشد.
هر انس تروی دقیقا برابر با 103431/31 گرم است.
پوند تروی و پوند معمولی؛
پوند تروی برابر با 12 اونس است.
پوند معمولی برابر با 16 اونس است.
گرین و پنی ویت؛
هر گرین برابر با 0648/0 گرم است.
هر پنی ویت برابر با 24 گرین است.

کانی کریزوبریل با درخشندگی چشم گربه واژه ای یونانی است بمعنای طلایی (بریل طلایی)
تراش برليان يکي از انواع تراشي است که براي الماس و بسياري از سنگ هاي قيمتي ديگر استفاده مي شود. مهمترين مشخصه اين نوع تراش، تعداد بسيار زياد صفحات و وجه هاي چندگانه گوهر است.همچنين درخشش بسيار زياد گوهر هايي با اين نوع تراش شکل مي گيرند از مزيت هاي به کار گيري اين روش است. دليل اين درخشش نيز حالت مخروطي شکل گوهر تراشيده شده به شيوه برليان است که باعث چرخش بيشتر نور در گوهر مي شود.
به گفته محققين،قدمت استفاده از الماس در زيور آلات و جوهرات حداقل به قرن چهاردهم ميلادي باز مي گردد.در نتيجه پيشرفت تکنولوژي و توسعه ابزارآلات تراش جواهر اين نوع تراشکاري گوهر پر ارزش به تدريج به تکامل رسيده است. تراش برليان (Brilliant) نتيجه سال ها مطالعه علمي و عملي در برش انواع جواهرات است. اين تراش به دليل ايجاد طيف رنگي بسيار گسترده از محبوبيت فراوان برخوردار است و براي تمام سنگ هاي قيمتي و نيمه قيمتي کاربرد دارد.
تراش Round Brilliant-Cut در سال 1919 توسط Marcel Tolkowsky توسعه يافت و درواقع نوعي راهنماي عمومي بود که شامل جنبه هاي مختلف برش الماس مي شد، اما آنچه که امروزه استفاده مي شود مدل ايده آل مارسل است.
هر سطح کوچک در جواهرات و سنگ هاي قيمتي پتانسيل لازم براي تغيير جهت انعکاس نور را دارد. از اين رو بايد محاسباتي سه بعدي انجام شود تا مسير بازتاب نور پيش بيني شود. از آنجايي که الماس ها با تقريب خوبي متقارن هستند ، نور از سمت هاي مختلف و با زواياي مختلفي وارد آن شده و اين عامل نياز به ارزيابي مجدد نتايج Tolkowsky را موجب مي شود تا الماس به بهترين نحو بدرخشد.
جنبه مهم ديگري که Tolkowsky آن را ناديده گرفت ميزان بازگشت نور درون الماس بود. وي تنها دو بار بازگشت نور را محاسبه کرده بود. درحاليکه ما مي دانيم بخش مهمي از ظاهر الماس بخاطر وجود پرتو هايي نوري است که بيش از دو بار در سنگ چرخيده اند. در واقع بار ديگر ميبينيم که توضيح Tolkowskyدرباره عملکرد الماس مفيد، ولي با تکنولوژي دستگاه هاي امروزي ناقص است.
در تراش هاي امروزي برليان ( Modern Round Brilliant (تصاوير 1 و 2)) 58 سطح مختلف ( بدون احتساب Culet 57 سطح) وجود دارد. در اين تراش 33عدد تاج (Crown) و 25 عدد Pavilion موجود است(براي بررسي جزييات به تصاوير توجه نماييد)، البته بايد گفت در دهه هاي اخير جواهرتراشان در قسمت مياني تعداد سطح هايي ديگري مي تراشند و در بعضي گوهر ها تعداد تراش بيشتري در بخش تاج و پايه بوجود مي آورند. اما بسته به اندازه و محل تراش ممکن است برش، به تقارن سنگ قيمتي صدمه بزند بنابراين همواره بايد به زاويه تراش توجه شود.






Cleaving
Sawing
Laser
